يكشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۶، ۰۶:۲۲ ق.ظ

وبسایت تخصصی سواد رسانه

« فـــــراپـــــرده »

برای دعوت اساتید و ارتباط با مدیر موسسه تربیتی رسانه ای اسرا با این شماره تماس بگیرید :
09196657042

بایگانی

نويسندگان

همراهان ما

پیشنهاد سردبیر

شبکه های اجتماعی

۵

نقد و بررسی کامل فیلم تایگر زنده است «Tiger zinda hai 2017»

 سواد سینما تاریخ تمدن و غرب شناسی اختصاصی فراپرده نقد فیلم

نقد و بررسی کامل فیلم تایگر زنده است «Tiger zinda hai 2017»

وقتی سلمان خان سردار سلیمانی هند می شود!


درآمدی بر سینمای هند همراه با نقداستراتژیک فیلم «تایگر زنده است»


سلمان خان این بار در دل داعش...


با تحلیل اختصاصی فراپرده از: 

پرفروشترین فرنچایز تاریخ بالیوود

جدیدترین و پرفروش ترین فیلم سلمان خان

سیاسی ترین فیلم بالیوود در سال های اخیر

برنده جایزه بهترین جلوه های ویژه در جشنواره 2018 Filmfare

همراه ما باشید ...


«ماسالای ایدئولوژیک بالیوود»


مهمتر از مقدمه:

شاید وقتی اردشیر ایرانی(مدیر ایرانی شرکت فیلمسازی امپریال درسال1931)اولین فیلم ناطق وبلند سینمای هند را روانه سینما مجستیک شهر بمبئی میکرد، کمتر کسی باورش میشد استقبال مردم هند از این فیلم به قدری بالا باشد، که پلیس بمبئی برای کنترل خیل عظیم تماشاگران وارد عمل شود.

اولین فیلم تاریخ هند

حتی خود دادا(پدرسینمای هند1913) به مخیله اش هم خطور نمیکرد که صد سال بعد سینمای هند به بزرگترین مرکز تولیدات سینمایی جهان تبدیل شود. به طوری که سالانه بیش از 1000 فیلم سینمایی(رقمی بالاتر از تولیدات سالانه هالیوود) توسط ده ها کمپانی کوچک و بزرگ سینمایی در بالیوود، کالیوود، تالیوود و... روانه بازار شود.

  بعید به نظر میرسید روزی ستارگان همین سینما، به قدری مشهور وقدرتمند شوند که به راحتی به رهبران سیاسی، نمایندگان کنگره و فرماندهان ایالات مختلف هند تبدیل شوند!

  آری از بدو ورود اختراع تاریخی برادران لومیر(تصاویر متحرک یا همان فیلم) درسال1896 به هندوستان تاکنون، به تدریج سینما به یکی از مهمترین مسائل درمیان اقشار مختلف جامعه هندی تبدیل شده است. از مردم زاغه نشین گرفته تا ابرسیاستمداران قدرتمند و نخبگان متاثر.

اهمیت سینما در هند وقتی روشن میشود که بدانیم مردم هند به طور غیرقابل باوری تحت تاثیر سینما وستارگان فیلم های بالیوودی میباشند. 

مدیر هنری شاهرخ خان میگوید: هنگام فیلمبرداری فیلمی در مالزی، اهالی دهکده پس از پی بردن به حضور شاهرخ خان، تقریبا وی را ربوده! و به ساختمانی بردند. در این ساختمان از سال ها پیش زیارتگاهی بوده که با چوب هایی معطر به عطرهای گوناگون، و تصاویری از شاهرخ خان تزئین شده است! 

در همین اواخر دو نوجوان پاکستانی موفق شدند در منطقه کشمیر از میدان های مین گذاری شده عبور کرده، و خود را به سرزمین "دشمن"، یعنی هندوستان، برسانند. نظامیان که می پنداشتند این دو نوجوان تروریست هستند، آنها را دستگیر کرده و پس از روزهای طولانی بازجوئی، آزاد کردند. آن دو نوجوان توانستند به مامورین بقبولانند که آن ها به خاطر "جهاد" از مرز "داغ‌" عبور نکرده اند، بلکه تنها می خواستند یکبار در بمبئی با معبودشان، شاهرخ خان دیدار کنند!

شاهرخ خان

  قهرمانان سینمائی محبوبترین ها هستند. مطبوعات همه روزه حرف هایی در مورد این هنرپیشه ها دارند. وبسایت ها، وبلاگ ها، مجلات، شبکه های تلویزیونی واخبار همه و همه به دنبال کوچکترین حرکت اشتباهی از ستارگان (و یا حتی ستارک هایی که هنوز به اوج شهرت نرسیده اند) بوده و مطالب طولانی طنز گونه درباره آن ها می نویسند: "ایشوریا" (معروفترین هنرپیشه زن هندوستان ) به گوش رقیبش سیلی زد! "کارینا" چاق شده است، "بیپاشا" با جان قطع رابطه کرد و

  شاید برخی فکر کنند که این میزان محبوبیت بالیوود تنها در کشور هند یافت میشود، اما بر اساس آمار جالب  مجله نشنال جئوگرافیک: ٦/٣ میلیارد انسان در سراسر کره زمین اکنون داستان های افسانه وار هندوستان سرزمین گاندی، آمیتاب و شاهرخ را تماشا می کنند. به طوری که تعداد بینندگان محصولات هالیوود یک میلیارد کمتر از رقم تماشاگران بالیوود می باشد!

  در اهمیت وتاثیر گذاری صنعت سینمای هند همین بس، که در اختلافات شدید سیاسی هند وپاکستان همانند یک سیاستمدار برجسته برای تحقق صلح بین دوکشور پیشتازی کرده است. گام های موثر ابرستارگانی چون «آمیتاب باچان»و«یاش چوپرا» خود تاییدیه ای براین مساله است. آمیتاب باچان ستاره قدیمی سینمای هند امروز بیش از هر چیز دیگری بر اهمیت صلح بین هند و پاکستان تاکید دارد. تاجایی که به عنوان شخصی معتقد به صلح، پیشنهاد کرده است که به نشانه دوستی، مراسم اهدای جایزه اسکار مانند سینمای هند، هر سال یکبار در پاکستان برگزار شود.

    در کشور ما نیز بالیوود از محبوبیت زیادی برخوردار است وخیل عظیمی از دنبال کنندگان سینما به خصوص جوانان، آثار سینمایی بالیوود را دنبال میکنند. حتی خانواده هایی که اصولا میلی به فیلم های سینمایی هالیوودی وغربی ندارند، فیلم های بالیوودی را گهگاه دنبال میکنند. چرایی این مساله خود مستلزم یک مقاله مفصل جامعه شناختی میباشد، اما به طور خلاصه، شاید نزدیک تر بودن فرهنگ عامه مردم ایران به فرهنگ کشور هندوستان(نسبت به فرهنگ کشور آمریکا)، یکی از این علل باشد. همانطور که در سریال های کره ای مانند «افسانه جومونگ» شاهد این استقبال و قرابت فرهنگی بودیم.

جومونگ در ایران

بگذریم ازا ین که چقدر آثارسینمایی شرقی و هندی به تدریج دچار استحاله فرهنگی وغربزدگی شده اند. وبه مراتب مخاطبین این آثار. این استحاله به قدری ملموس است که تقریبا فرقی بین قهرمانان فیلم های کنونی هندی و ستارگان هالیوودی از لحاظ ظاهری دیده نمیشود! دیگر خبری از خال معروف هندی در پیشانی قهرمانان فیلم های هندی نیست!

این نیز مساله فراگیر ومهمی است که در این مقال نمیگنجد ونیازمند بحث مفصل دیگری است. اما توخود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...

نکته مهمی که در پایان این مقدمه باید به آن اشاره کنیم، این است که با توجه به گستره کمی وکیفی آثار بالیوودی درجهان، مخصوصا کشور های اسلامی مثل ایران، متاسفانه اغلب تحلیلگران سیاسی واستراتژیک سینما به خاطر مشغولیت به سینمای مهم و تاثیرگذار هالیوود، از پرداختن به سینمای تاثیرگذار بالیوود غافل شده اند. درحالی که به زعم ما همین فیلم های به اصطلاح هندی! میتوانند خطرناک تر از رقبای هالیوودی خود در هجمه های فرهنگی وسیاسی ظاهر شوند.

به همین دلیل ما دراین مقاله به سینمای بالیوود و تحلیل یکی از پرفروش ترین های تاریخ بالیوود میپردازیم.

 

مختصری ازتعاملات سیاسی هند:

هندوستان کشوری است که در آغاز حرکت استقلال‌طلبانه‌ی خود با تکیه بر شعارهای ضد نژادپرستانه، و پرچم‌داری کشورهای عدم تعهد، خود را بیش از هر چیزی نسبت به حق تعیین سرنوشت ملت‌ها متعهد می‌دانست و به دنبال ارائه‌ی الگویی مسالمت‌آمیز برای تحقق این هدف در سراسر جهان بود. 

اما این کشور با گذشت چندین دهه مسیر خود را در جهت مخالف گذشته پی گرفته است. 

نزدیکی هرچه بیشتر این کشور به آمریکا، گسترش روابط با اتحادیه اروپا و به طور ویژه با بریتانیا و فرانسه و رفتارهای منفعت‌اندیشانه در قبال کشورهای جنوب و حوادث پیش‌آمده از جمله مواضع این کشور در پرونده‌ی هسته‌ای ایران و بی‌تفاوتی نسبت به نسل‌کشی روهینگیا در میانمار دلیل هایی برای این تغییر  تاریخی است.

روابط هند وآمریکا

در آخرین دهه‌ی قرن بیستم، هند متأثر از ناکامی سیاست های کمونیستی که با بن‌بست اقتصادی در داخل و سقوط شوروی ادامه‌ای بی‌معنا داشت، مسیر خود را در جهت تعامل آشکار با غرب بازتعریف کرد. بر این مبنا دوستی با اسرائیل را برای دوستی با اروپا و آمریکا، اجتناب‌ناپذیر و پرسود قلمداد نمود. از این رو امروز هند در تعاملی آشکار با رژیم کودک‌کش صهیونیستی بیش از هر زمان دیگری در تکاپوی شناسایی فرصت‌های اقتصادی بر زمین مانده در سرزمین‌های اشغالی است. رژیم صهیونیستی هم که در طول حیات خود همواره در تنگنای فقدان همسایگان دوست و قابل اتکا بوده است چراغ سبز دهلی‌نو را فرصتی بی‌بدیل می‌پندارد. استقبال دولت هند از سفرکم‌سابقه‌ی بنیامین نتانیاهو به این کشور بعداز 15سال در قالب همین نیازها تفسیر می‌شود.

نتانیاهودرهند

قابل تامل است که اسرائیل با فروش سالیانه یک میلیارد دلار انواع سلاح به هند در زمره‌ی چند کشور نخست تأمین‌کننده تجهیزات نظامی هند است.

ازعناوین همکاری های دو کشور در سفر چند هفته اخیر نتانیاهو به هندوستان میتوان به: سرمایه‌گذاری، انرژی، کشاورزی و آب، سایبر، فضا وصد البته مقوله مهم واستراتژیک سینما اشاره کرد.

سلفی آمیتاباچان بانتانیاهو

  هندوستان سال هاست در تعاملات سیاسی و دیپلماتیک خود با کشور هم مرز و همسایه اش یعنی پاکستان دچار اختلافات شدیدی شده است.

هندوپاکستان به خاطر مساله کشمیر تابه حال سه بار باهم جنگیده اند. براساس معلومات نهاد ضد تروریسم جنوب آسیا، درجریان این درگیری ها تابه حال44000نفر کشته شده اند.

اختلافات هندوپاکستان

یاش چوپرا، که از او به عنوان ستاره تهیه کنندگان سینمای هندوستان هم یاد میکنند، هندوئیست که در لاهور پاکستان به دنیا آمده و در دوران مدرسه اش، همزمان با جنگ های خونین جدائی هند و پاکستان شاهد تکه تکه شدن هزاران نفر از هموطنانش بوده است. او می گوید: "فریاد آن انسان های در حال مرگ را هرگز فراموش نمی کنم."

  همانطور که در مقدمه اول نیز ذکر شد، از نظر سیاسی، بالیوود در برقراری صلح میان هند و پاکستان پیشتاز بوده است. برای مثال اکبرخان تهیه کننده دیگر بالیوود اجازه یافت که در ٢٦ آپریل ٢٠٠٦  بعد از ٤٠ سال! یک فیلم هندی به نام "تاج محل" را به طور رسمی در شهر لاهورپاکستان معرفی کند. در این مراسم، وزیر فرهنگ هندوستان هم حضور داشت.


چرا فیلم «تایگر زنده است»؟

«Tiger zinda Hai 2017»

والپیپرفیلم تایگرزنده است

«ببر زنده است» بر مبنای فیلمنامه‌ای به قلم کارگردان آن یعنی علی عباس ظفر و نیلیش میسرا نوشته شده است. این فیلم ادامه‌ای بر فیلم سال ۲۰۱۲ با عنوان «یک ببر» به کارگردانی کبیرخان است و داستان آن هشت سال پس از اتمام داستان نسخه اول فیلم روایت می‌شود. در این فیلم 25 تن از پرستاران هندی بیمارستانی در شهر تکریت عراق  توسط داعش گروگان گرفته میشوند‌. تایگر«سلمان خان»مامور سازمان اطلاعات هند، ماموریت میابد تا برای نجات آنها روانه عراق وشهر تکریت شود اما...

بازیگران: سلمان خان، کاترینا کایف، پارش راوال، سودیپ، انگاد بدی، گیریش کارناد

امتیاز فیلم در 6.6:IMDB


نکاتی که پرداختن به این فیلم را واجب تر میکنند:

1)جابه جایی چند رکورد توسط این فیلم وثبت لقب پرفروش ترین فرنچایز(فیلم سریالی) تاریخ بالیوود برای خود. پرفروش ترین فیلم سلمان خان با فروش 560کروری(87میلیون دلار)

جزو ده فیلم پرفروش بالیوود در خارج ازهند

2)آمار مشاهده بیش از74میلیون نفری تریلر فیلم دریوتیوب

3)از پرهزینه ترین فیلم‌های بالیوود با بودجه ۲۴ میلیون دلاری

4)تعدد لوکیشن بالا و فیلمبرداری در پنج کشور دنیا (امارات، اتریش، یونان، مراکش وهند)

5)دریافت جایزه بهترین اکشن و جلوه های ویژه سال در مهمترین جشنواره سینمایی هند Filmfare2018جلوه های ویژه این فیلم توسط تام استراچرز (کسی که سابقه انجام جلوه‌های ویژه فیلم‌های پرهزینه‌ای مانند مردان ایکس، بتمن، اینسپشن و ترمیناتور را در کارنامه خود دارد) انجام شده است.

6)سلمان خان برای بازی در این فیلم 17کیلوگرم وزنش را کم کرده است.


وقتی اهمیت پرداختن به این فیلم دوچندان میشود که به سخنی از کارگردان نام آشنای این فیلم برمیخوریم:

تمام تلاشم رو گذاشتم تا یک داستان سیاسی امروزی بیان کنم.


توجه شمارا به تحلیل این فیلم جلب میکنم.


چند نکته مهم قبل ازخواندن این تحلیل:

1) چون تحلیل پیش رو، تحلیلی است داستان محور و تفصیلی، به عزیزانی که دوست ندارند فیلم برایشان اسپویل شود(لو نرود)،  پیشنهاد میشود پس از تماشای فیلم این مقاله را بخوانند.

2)برای فهمیدن غالب تحلیل ها ونکات این مقاله، لازم است تا خواننده محترم داستان فیلم را بداند. به همین دلیل و باتوجه به ضیق وقت برخی از خوانندگان عزیز جهت تماشای این فیلم 150دقیقه ای، برآن شدیم تا تقریبا داستان کامل فیلم را  برای عزیزانی که فیلم را ندیده اند بیان کنیم. بدین منوال که بخشی از داستان گفته میشود وسپس تحلیل آن. درواقع تحلیل با داستان جلو میرود.

3)متونی که نارنجی رنگ اند داستان صرف میباشند، بدون هیچ تحلیلی.

 متون سفید رنگی که درابتدایشان علامت ستاره(*) قرارداده شده تحلیل ها ونکات نقد وبررسی فیلم هستند.

 


جایی در شمال شرقی سوریه ساعت 4صبح:

لانگ شاتی از خیابانی طویل، کوچه هایی تنگ وتاریک، بک لایتی از فردی ناشناس، تکرار کلیشه نورسبز، خانه هایی بامعماری اسلامی، اولین چیزهایی است که در ثانیه های ابتدایی فیلم میبینیم.

ابتدای فیلم تایگرزنده است

مردی ناشناس مقابل خانه ای توقف میکند ودرمیزند. زنی باپوشیه سیاه دررا باز میکند. مرد به زبان عربی سلام میکند وبه انگلیسی خودرا معرفی میکند:

_من یه دوستم، جیمزفورد

زن بدون هچ حرفی دررا میبندد. لحظه ای بعد فلش سفیدرنگی از زیر در خارج میشود.فورد فلش را برمیدارد وبه محل اقامتش برمیگردد. پس از لحظاتی پیامی به لپ تاپ او ارسال میشود:

_اونا میدونن توکجایی، خودت رو نجات بده

فورد قبل از فرار، گزارش خود از سوژه ماموریت را اینطور مینویسد:

_این مثال آرامش قبل ازطوفانه. من هرگز چنین چیزی رو قبلا تجربه نکردم ... یه رویداد بسیار بزرگ که دنیارو برای همیشه تغییر خواهد داد ... همه اونها درلباسهای سیاه میان. کسانی هستن که تحت عنوان مذهب بازی وحشت به راه میندازن وخودشون رو رسولان خدا میدونن. اونها...

ناگهان همان افراد سیاه پوش وارد خانه میشوند و فورد را دستگیر میکنند. فردی که به نظر فرمانده آنان است از فورد سوال میکند:

فرمانده: ?CIA جاسوس آمریکا هستی؟

فورد: نه من خبرنگارم...

-چجور خبرنگاری که اسلحه باخودش داره؟! ... 

بذار یه داستان برات تعریف کنم. 

یه روز عمو سام اومد به سرزمین ما. گفت خاور میانه به یه نظم جهانی جدید نیاز داره. ودلیل واقعی حرفش تجارت وامپریالیسم بود. اونا اقدام کردن به استخدام نیروهای محلی برای شروع جنگ. این قضیه باعث شد که اونا به کشور خودشون آسیب بزنن. 

اما وقتی کارها انجام شد، عموسام تمام وعده هاش به رهبر گروه رو شکست و باپول ها فرارکرد.

 من رهبر همون گروه هستم وحالا شکار میکنم. وبرای نجات سرزمینم مبارزه خواهم کرد.

رهبرداعش در تایگرزنده است

افراد سیاه پوش فورد را همراه خود میبرند. فرمانده که تاکنون لباس نظامی برتن داشت، لباس خودرا عوض کرده، عبا وعمامه برتن میکند.

 

* همانطور که مشاهده کردید آمریکایی ها برای شناسایی انگیزه ها واهداف گروهک تروریستی«ISC»(بخوانید داعش) جاسوسی به نام جیمزفورد را مامور کرده اند. 

مساله ارتباط آمریکا و داعش طوری بیان میشود  که انگار آمریکا ازنحوه به وجود آمدن داعشکاملا بی خبراست و درصدد مبارزه با آن است. 

نکته اینجاست، فورد طوری گزارشش را مینویسد که انگار نه انگار داعش توسط خود آمریکا به وجود آمده وتقویت شده است! 

از اظهارات صریح مقامات مهم آمریکایی مثل هیلاری کلینتون وترامپ که بگذریم، افشاگری ادوارد اسنودن (مامور سابق وفراری NSA) در رابطه با نحوه به وجود آمدن داعش وارتباط سرکرده آن با موساد که درسایت گلوبال ریسرچ منشتر شد، قابل تامل است.

اسناد اسنودن داعش

* این درست که مکان اصلی جولان داعش در کشورهای اسلامی مثل سوریه است. وطبعا برای به تصویر کشیدن چنین مکان هایی، باید از المان های اسلامی استفاده کرد. اما اصرار کارگردان بر تکرار کلیشه نور سبز در ثانیه های ابتدایی فیلم، طبیعی به نظر نمیرسد. 

آیا واقعا در همه کوچه های سوریه یک چراغ سبزرنگ روشن است؟! این را باید نقدی درحیطه فرم فیلم بدانیم یا محتوا؟ اصلا رنگ سبز در نمادگرایی مفهومی، مروج چه تفکری است؟


* فورد در گزارش خود، داعش را اینطور معرفی میکند: به نام مذهب وحشت به راه میندازن...

این که داعش به نام مذهب کار خودش را پیش میبرد صحیح اما...

سوال: ایا کسی شک دارد که هدف اصلی آمریکا از ایجاد داعش، ارائه ذهنیتی منفی از اسلام ومسلمانان به افکار جهانی بود؟! این که جاسوس آمریکایی درگزارشش حساب مذهب(اسلام) و داعش را جدامیکند کمی غیر طبیعی نیست؟!

کاریکاتور داعش

این تفکیک، نقض غرض اصلی آمریکا در به وجود آوردن داعش نیست؟ آیا این قضیه نمیتواند سرپوشی بر سیاست های برملاشده دولت آمریکا درقبال مسلمانان باشد؟!


*اما مهمترین مساله این بخش از داستان، سخنان ابوعثمان فرمانده ISC(بخوانید داعش)میباشد:

مشخص است که در امر مهم شخصیت پردازی، باید هرعمل انجام شده از سوی شخصیت، دارای دلیل و پیشینه قبلی باشد.

رهبر داعش در سه سکانس فیلم، انگیزه های خودرا از به وجود آوردن داعش بیان میکند. اولین سکانس همینی بود که گذشت.

همه حرف هایی که او از سرگذشتشان میگوید«عمو سام اومد به سرزمین ما و...» عین واقعیت است! 

اودر سخنانش به یکی از علل مهم به وجود آمدن داعش و گروهک های تروریستی توسط آمریکا، اشاره میکند، یعنی امپریالیسم و تجارت پرسود اسلحه!

 این سخنش هم صحیح است که : نیروهای محلی به کشور خودشون آسیب زدن. چراکه به وضوح وضعیت اسف بار خیلی از کشورهای اسلامی را میبینیم.

شاید درمرحله اول خوشحال شویم وبگوییم: چه عجب! بالاخره یک فیلم سینمایی پیداشد که از بدی های آمریکا گفت!!!

متاسفانه باید بگویم خیلی خوشحال نشوید.

حرف های رهبر داعش در این سکانس صحیح است و واقعیت دارد. اما سوال؟ این واقعیت از زبان چه کسی در فیلم بیان میشود؟؟؟ از زبان قهرمان فیلم یا ضد قهرمان آن؟!

پرواضح است که این مهم از زبان شخصیت منفور داستان بیان میشود. درنتیجه نه تنها چنین حقیقتی توسط مخاطبان خیلی جدی گرفته نمیشود، بلکه درانتهای فیلم خلاف آن در اذهان کاشته میشود! 

این را اضافه کنید به قرائن مقدمه دوممان ورابطه دوستانه هند وآمریکا.

استراتژی انگ

حتی اگر این تحلیل را قبول نکرده وخوشبینانه تر به قضیه نگاه کنیم، بازهم این نکته مطرح میشود که تمام واقعیت در علل به وجود آمدن غده سرطانی داعش بیان نشده است. 

به عبارت دیگر شاید فیلم در این مساله به ما دروغ نگوید ولی همه واقعیت را هم نمیگوید. چراکه هدف ازساخت داعش فقط فروش اسلحه نبود. تخریب اسلام ومسلمانان هدف اصلی است که دراتاق فکرهای واشنگتن به آن پرداخته شده است. حقیقتی که دراین فیلم اشاره ای به آن نمیشود و سازندگان چشمشان را به روی آن بسته اند.

   اما جدا ازمباحث بالا، کدام یک از رهبران داعش تا کنون به این سبک وسیاق از آمریکاوامپریالیسم، نظم نوین جهانی، تجارت اسلحه، خرابی کشورهای اسلامی و... سخن گفته اند؟! 

در ادامه باما همراه باشید.

 

لس آنجلس مقر سازمان CIA:

ایمیلی توسط داعش برای رئیس سازمان سیا ارسال میگردد. این ایمیل حاوی فیلم سربریدن جیمزفورد، جاسوس همین سازمان میباشد. ابوعثمان در سخنانی انتقام جویانه خطاب به آمریکا میگوید:

_آمریکا! این شروع جنگه. عموسام! من برگشتم.


* جیمز فورد، در واقع همان «جیمز فولی»، خبرنگار آمریکایی است که درسال2014 توسط داعش در ادلب سوریه ربوده شد. 

سربریدن خبرنگارآمریکایی توسط داعش

داعش با انتشار ویدیویی مدعی شد این خبرنگار آمریکایی را کشته است. هرچند بعدها مشخص شد این مساله عملیات رسانه ای آمریکایی ها جهت مظلوم نمایی بوده است.

 

* رئیس سیا انقدر روحش لطیف است که طاقت دیدن سربریدن فورد را ندارد وسریع لپ تاپش را میبندد!

البته آنقدر ها هم روحش لطیف نیست که اجازه ندهد بازجویانش درسیا به جهت اقدامات ضدتروریستی آمریکا، متهمی را لخت مادرزاد کرده و اورا تهدید کنند که مادرش را مورد تجاوز قرار دهند!

جنایات سیا

 ریختن مقدارکمی آب درحلق متهم تاحد خفگی که لطافت روح نمیخواهد! حقوق بشر است دیگر... بگذریم.

 

پس از بریدن سر جاسوس آمریکایی، نیروهای داعشی به سرکردگی ابوعثمان به سمت ایکریت عراق(بخوانید تکریت)حرکت میکنند.

اقامتگاه پرستاران هندی وپاکستانی ساعت7صبح:

نماز یکی از پرستاران قضاشده است، پرستاردیگری به اومیگوید: بازهم که نمازت قضا شد...

فضایی کاملا گرم وصمیمی بین پرستاران هندی وپاکستانی برقرار است. تقریبا همه از وضعیت خودشان در عراق راضی اند. چون به قول خودشان آنجا هم پول دارند وهم احترام!

گروگانگیری پرستاران

اتوبوس حامل پرستارها از اقامتگاه به سمت بیمارستان حرکت میکند.

نیروهای ابوعثمان وارد تکریت میشوند وپس ازلحظاتی هلکوپتری عراقی با آنها درگیر میشود. 

از شانس بد پرستارها اتوبوس آنها اتفاقا وارد محل درگیری میشود. در نهایت با انهدام هلیکوپتر عراقی و زخمی شدن دست ابوعثمان، داعش همراه با پرستاران به بیمارستان شهر تکریت منتقل میشود. 

تایگر زنده است

نیروهایISC هرمانعی را ازسر راه برمیدارند وبه سرعت وارد بیمارستان میشوند. به اجبار آنها، پرستاران به وضعیت ابوعثمان رسیدگی میکنند.

 

* «اگر داعش به نام اسلام میجنگد پس با مسلمانان چه کاردارد؟!» دردوصحنه از سکانسهایی که گذشت، این کلیشه مثبت به مخاطب منتقل میشود. 

اولین آن در صحنه ای است که یکی از پرستاران مشغول نماز است. چه لزومی دارد کسی در این صحنه نماز بخواند؟!

 دیگری درصحنه درگیری داعش با هلکوپتر عراقی. دقت کنید که میزانسن طوری دراین صحنه طراحی شده است که  مخاطب دراولین نما از هلکوپتر نیروهای عراقی، شاهد است که هلکوپتر از پشت مسجد وگنبد بیرون می آید.

میزانسن

 این یعنی نیروهای عراقی که مورد هجوم داعش قرار گرفته اند، خود طرفدار اسلام میباشند پس چطور داعش به آنان حمله میکند؟!


* کارگردان چندملیتی بودن داعش را به خوبی نمایش داده است. برای مثال در بین سربازان داعشی افرادی باچهره های اروپایی که انگلیسی صحبت میکنند نیز دیده میشود. تاحد زیادی سعی شده «ISC» تمام خصوصیات داعشی هارا داشته باشد. 

داعش در فیلم

از خصوصیات ظاهری مثل ریش بلند و لباس سیاه تا خصوصیات رفتاری مثل خشونت وتعصب روی رهبر خود.  تاحدی که پس از زخمی شدن او دیوانه وار بیمارستان را قلع وقمع میکنند وبه دنبال دکتر میگردند.


*برای معرفی ابوعثمان درفیلم از لفظ «رهبر» استفاده میشود نه «فرمانده». 

این نکته بعدها به دردمان میخورد.

 

پس از هجوم داعش به تکریت وتسلط به آن، این مساله بازتاب خبری زیادی در رسانه های بین المللی پیدامیکند.

سفارت هند بغداد:

یکی از پرستاران که مخفیانه تلفن همراهش را نگه داشته، باسفارت هند در بغداد تماس میگیرد و ازگروگانگیری 25پرستار هندی و15پرستار پاکستانی به آنها خبر میدهد. وزارت امورخارجه هند سریع در جریان قرار میگیرد وجلسه ای اضطراری برگزار میگردد.

وزارت امور خارجه دهلی نو:

کاران افسر اطلاعات هند سخنانی مبنی بر زیاد شدن قدرت داعش ولزوم مبارزه با آن بیان میکند. خبر فوری عکس العمل کاخ سفید به پیشروی داعش به گوش حاضران جلسه میرسد:

"اقدام تروریستی وحشتناک، چیزی کمتر از یک اقدام جنگی نیست

ما با متحدان انگلیسی، آلمانی و فرانسوی مون در حال مذاکره برسر موضوع اهداف وحمله هوایی مشترک هستیم"

تصاویر فیلم جدید سلمان خان

 شنوی،رئیس سازمان اطلاعات هند از این خبر اظهار نگرانی میکند ومیگوید: آمریکایی ها مدت هاست در عراق برای ضربه زدن به ISC متمرکزشدن. اما به دلیل دخالت سازمان ملل، اونها دراین مدت ساکت بودن. به خاطر تحرکات جدید داعش، دلایل خوبی برای پایین آوردن تکریت خواهند داشت...

نماینده وزیر هند: یعنی چی؟

کاران: یعنی هدف اصلی آمریکا همون بیمارستانه جایی که پرستارهای ما وابوعثمان هستند.

نماینده وزیر: آمریکا حق نداره چنین کاری انجام بده. باید اونهارو متوقف کنیم شنوی...

مقرCIAآمریکا:

  شنوی به سیا میرود واز رئیس سیا خواهش میکند که تکریت را بمباران نکنند. 

در نهایت برای آزادسازی پرستاران هفت روز به هند مهلت داده میشود. روز هشتم آمریکا به تکریت حمله هوایی خواهد داشت.

شنوی بهترین فرد را برای این ماموریت تایگر میداند. تایگر مامور فراری سازمان اطلاعات هند میباشد که هشت سال تحت تعقیب این سازمان است. اطلاعات هند دست به کار میشود تا اورا برا انجام این ماموریت پیدا کند.

 

* علت اقدام نکردن آمریکا درمقابل داعش تاکنون، دخالت سازمان ملل است!

 از این حرف به عنوان یک لطیفه نه چندان بامزه میگذریم. 

کاریکاتور داعش

آمریکایی که در این سالها همواره تسلیحات نظامی داعش را تامین میکند وحتی کشتار وحشیانه داعش در سوریه را، اعتراض مردم سوریه به دولت بشار اسد میداند، یکدفعه به آدم خوب داستان تبدیل میشود؟!

یکی نیست بگوید کدام سازمان ملل؟ سازمان ملل کیلویی چند؟! آیا منظورتان سازمان مللی است که توسط خود آمریکا به وجود آمده ومدیریت میشود؟!

باوجود این همه اسناد معتبر مبنی بر حمایت آمریکا از داعش و تقویت او، هند چطور جرئت میکند  حداقل در این قضیه سینه چاک آمریکا باشد؟!


*در دیالوگ های شنوی و رئیس سیا دومساله قابل توجه است:

یکی نشان دادن ارتباط دوستانه وقدیمی هند وآمریکا. این که سازندگان قصد دارند به هربهانه ای دراین فیلم هند را به آمریکا بچسبانند، واقعا درذوق میزند.

 آن همه فریاد های استقلال طلبانه وعزتمندانه گاندی کبیر چه شد؟!

  دیگر آن که شنوی از سیا درخواست میکند و رئیس سیا با یک دقیقه قدم زدن باشنوی، تصمیم مصمم کاخ سفید را هفت روز عقب می اندازد! وبرای چنین مساله مهمی با مقامات عالی رتبه کاخ سفید هیچ مشورتی نمیکند. این نیز بگذرد...

 

آن طرف دنیا در استرالیا،تایگر وزویا زندگی آرامی را بافرزندشان جونیور تجربه میکنند.

اولین صحنه ورود تایگر به فیلم، زمانی است که همراه با جونیور درارتفاعات برفی استرالیا، مشغول جمع کردن هیزم میباشد. جونیور در سخنانش باپدر، چندکلمه ای انگلیسی صحبت میکند. تایگر بلافاصله به اومیگوید: هویت مرد در زبانش است وازاو درخواست میکند به زبان کشورش یعنی هندی حرف بزند.

تصاویر فیلم جدید سلمان خان

پس از اکشنی هندی از درگیری تایگر باگرگ ها، این سکانس نیز به پایان میرسد.

درسکانس بعد، زویا مادر خانواده مشغول خرید در فروشگاه است که ناگهان متوجه سرقت چند سارق مسلح از فروشگاه میشود. به علت تحت تعقیب بودن او وتایگر، منتظر میشود تا دوربین مدار بسته به نقطه ای کور برود و سپس در چندثانیه کار سارقان را یکسره میسازد!

 بالاخره شنوی و کاران محل اقامت تایگر را پیدامیکنند وبه ملاقات اومیروند.

کاران به تایگر طعنه میزند ومیگوید پیداکردن شما کار سختی نبود. تایگر به او میفهماند که من دراین هشت سال بارها توسط یک ایمیل خاص مکانم را به شما لوداده بودم اما ظاهرا RAW(سازمان اطلاعات هند)من رو نمیخواست...

 شنوی مساله گروگان هارا به تایگر میگوید واز او درخواست میکند این ماموریت را قبول کند. 

فیلم جدید سلمان خان

تایگر ابتدا قبول نمیکند ودلیل این کار را زویا وجونیور میداند. اما زویا او را مجاب میکند به خاطر مساله امنیت ملی و کشورش که تایگر به آن عشق می ورزد، این ماموریت را انجام دهد. تایگر راهی این ماموریت غیر ممکن میشود.

 

* تایگر در بخش های مختلف فیلم غیرت وتعصب خود نسبت به کشورش را نشان داده که این خود امر قابل تقدیری است. برای مثال تعصب خاصی روی زبان هندی که نماینده فرهنگ کشورش میباشد نشان میدهد. تاحدی که جونیور را از انگلیسی حرف زدن منع میکند. 

اما چرا تایگری که انقدر روی فرهنگ وزبان هندی تعصب دارد نامی انگلیسی و غربی را برای فرزندش انتخاب میکند؟ چرا در لابه لای سخنان خودش حتی در همان سکانسی که به جونیور گیر میدهد! به وفور از کلمات انگلیسی استفاده میکند؟!

حتی نام مستعار خودش هم انگلیسی است! Tiger 

البته این مساله، یعنی استحاله زبان هندی توسط زبان انگلیسی، محصور درسخنان تایگر واین فیلم نمیشود چراکه سالهاست ادبیات انگلیسی در  زبان وفرهنگ مردم هند رخنه کرده است. 

ناگزیر باید بگوییم که شاید در ظاهر انگلیسی ها دیگر مثل قدیم(دوران مبارزات استقلال طلبانه هندی ها) در هند سرباز نظامی ندارند، اما سفیران فرهنگی خودرا که بیان باشند از زبان وسبک زندگی غربی، برای مردم هند به یادگار گذاشته اند.

استعمار انگلیس درهند

 این یعنی زنگ خطر برای  فرهنگ چندصد ساله مردم هند. هرچند مساله از زنگ خطر گذشته است!

 در هر حال پرداختن به این مساله نیز محل بحث خودش را میخواهد.


* صد سالی برگردیم به عقب، زمانی که دادا صاحب(پدر سینمای هند)، اولین فیلم صامت وبلند هند(به نام راجا هاریشچاندرا) را میساخت(1913)

حتی نقش های مربوط به زنان در فیلم، توسط مردان بازی میشد! شاید چون فرهنگ بومی مردم هند اینطور اقتضا میکرد. مثل الان نبود که زنان قوی تر از مردان باشند و انقدر در چشم! مثل الان نبود که زنان زیبارو در پرپول کردن جیب کمپانی های بالیوودی نقش به سزایی داشته باشند.

آفرین به این همه تاثیرگذاری! آزادی زن است دیگر...

این که چه بر سر فرهنگ مردم هند آمده است بازهم بماند. مردمانی که از دیرباز تاکنون بانوانشان حیا و عفت را از اصول زندگی خود میدانستند.

حرف من زویا و نمایش قدرت یک زن دربرابر انبوهی از مردان نیست. حرفم از خیانتی است بزرگ علیه زنان. خیانتی که در ظاهر آزادی زنان را خواستار است، اما در باطن وپشت پرده، اهداف شوم و کثیف نظام سرمایه داری را دنبال میکند.

فمنیسم(زن سالاری) سال هاست به عنوان یکی از مهمترین پیام های سینمای هالیوود مطرح میشود. از کارتون های فمنیستی مثل «BREAVE»گرفته تا فیلم هایی با قهرمانان زن که هم پای مردان، بلکه قوی تر از آنها به انجام حرکات نادر رزمی و نمایشی میپردازند. واندر ومن، سوپر گرل، کت ومن و... نمونه هایی از این دست هستند.

کاریکاتور فمنیسم

 بالیوود نیز همدوش هالییوود بلکه در مواردی داغ تر، مدت هاست تحت عنوان حقوق زنان فمنیسم را ترویج میکند. حال گاهی با شخصیتی قوی وقدرتمند مثل زویا که همه مرد هارا داغان میکند، وگاهی با شخصیت هایی مثل "عارفه" در فیلم «سلطان» که صریحا بیان میکند "زنان نباید پشت روسری قایم شوند و بچه داری کنند، چرا نباید یک زن مثل مردان پهلوان وقهرمان جهان شود؟" شخصیت هایی مثل زویا، عارفه، خواهران کشتیگیر فیلم«دنگال» و... قطعه ای از پازل فمنیسم اند. چرا که خواسته یا ناخواسته به ترویج این تفکر به ظاهر زیبا، کمک میکنند.

عارفه درفیلم سلطان

 

اشتباه نکنید ما با قهرمانی زن مشکلی نداریم که اگر داشتیم  زینب«سلام الله علیها» را قهرمان کربلا نمینامیدیم. 

ما با سوء استفاده ابزاری از زن مشکل داریم. با با بهره کشی جنسی از زن مشکل داریم. با الگو کردن فاحشه ها و  رقاصان برای دخترانی که در فطرتشان عفت وپاکی نهفته است، مشکل داریم. با گول زدن زنان تحت عنوان آزادی مشکل داریم.

بیش از این از داستان فیلم جدا نمیشویم و پرداختن تفصیلی به این موضوع مهم را، به مقاله دیگری ماکول میکنیم.

 

ابوظبی، مکانی در بیابان لیوا پنج روز مانده به حمله هوایی:

کاران تیم ماموریتی را که سازمان اطلاعات هند تعیین کرده است، به تایگر معرفی میکند. تایگر همکاری با این تیم را قبول نمیکند و میگوید: این ماموریت منه، تیم هم باید مال خودم باشه...

والپیپر سلمان خان

درنهایت او تیم خودش را معرفی میکند. اذان اکبر تک تیرانداز، نامیت کانا متخصص بمب و راکش جی به عنوان هکر به تیم تایگر میپوندند وروانه ماموریت میشوند. 

تیم تایگر با عبور از منطقه مرزی عراق وترکیه، وارد شهر النصره میشود. سپس با تانکرهای نفتی که برای داعش به سمت شهر تکریت ارسال میشوند، به پالایشگاه نفت تکریت که در تسلط داعش میباشد،  وارد میشود. 

نقشه آنها برای رسیدن به بیمارستان بدین شرح است که ابتدا تحت عنوان کارگر وارد پالاشگاه میشوند. سپس باانفجار ومصدومیتی ساختگی، داعش مجبور میشود آنهارا برای مداوا به بیمارستان منتقل کند.

عکس فیلم جدید سلمان خان

تایگر وتیمش وارد پالایشگاه میشوند. شخصی که مدیریت داخلی پالایشگاه را برعهده دارد، فردی است اصالتا هندی به نام فردوس. فردوس شخصی است جاه طلب که در صدد ارتباط گرفتن با امیربغداوی رهبردوم داعش میباشد. او بیست وپنج سال است که درعراق ساکن است وبا همه اشخاص قدرتمند درارتباط بوده است از صدام حسین گرفته تا رئیس جمهورآمریکا ورهبرداعش.

رهبردوم داعش یعنی امیر بغداوی نیز(مسئول همه تجارت های نفتی داعش)درهمین جا حضوردارد.

بغدادی در فیلم سینمایی

محل استراحت کارگران، تکریت:

اذان و ناوین برسر این که چه کسی در تخت بالایی بخوابد اختلاف پیدا میکنند. اذان میگوید کیف من باید بالا باشد.

باورود تایگر به مساله اذان دلیل اصلی خود از این انتخاب را میگوید. او پرچم کشورش هندرا از کیفش بیرون می آورد و میگوید: دلیل من اینه قربان. این عملیات که تموم بشه من پرچم کشورمون رو برافراشته میکنم.

تایگر اورا تشویق میکند اما به او این نکته را گوشزد میکند که: بین احساس واحساسی بودن خیلی تفاوت هست. مامامورین سازمان هستیم.

 

* فلش بکی میزنیم به قسمت اول این فیلم یعنی«یک ببر» ساخت2012 

فیلم یک ببر

مهمترین پبامی که فیلم به مخاطب القا میکند این است که باید به ندای دل گوش داد نه ندای عقل. طبق همین پیام است که تایگر بین وظیفه اش و زویا، زویا را انتخاب میکند و از سازمان اطلاعات هند فرار میکند.

اما در صحنه ای که اذان احساسات ناسیونالیستی خودرا بیان میکند تایگر حرف مهمی میزند که خود مهمترین ناقضش است!

-بین احساس واحساسی شدن خیلی تفاوت هست. ما مامورین سازمان هستیم.

تایگر در قسمت اول فیلم، دقیقا مخالف حرفش عمل میکند، چرا که دریک فضای کاملا احساسی بین کشورش و زویا،  عشقش را انتخاب میکند.

البته نمیگوییم او به کشورش خیانت میکند، اما باتوجه به روند دو فیلم قبلی و کنونی، به نظر شما شخصیتی مثل تایگر اگر مجبور باشد بین نجات پرستاران (و خدمت به کشورش)و معشوقه اش(زویا) یکی را انتخاب بکند، کدام را برمیگزیند؟! تایگری که حتی نمیخواهد به این ماموریت بیاید وبا حرف زویا مجاب میشود.

عکس سلمان خان

اگر بخواهیم تحلیلی  از شخصیت تایگر ارائه کنیم، درواقع او ساختارشکنی متعهد است که هم خدارا میخواهد هم خرمارا! هم زویاوجونیور را میخواهد هم کشورش را. اما اگر بین این دو راهی گیر کند کدام را انتخاب میکند؟! با توجه به شخصیتی که در فیلم اول دیدیم، آیا نمیتوان گفت تایگر، زویا، یعنی حرف دلش را انتخاب میکند نه حرف وظیفه و عقلش را؟

تایگر زیربار تشکیلات سازمانی کشورمحبوبش نمیرود ومیگوید من تیمم را تعیین میکنم نه سازمان. این ساختارشکنی با تعهد او چگونه جمع میشود؟!

 یادمان نرود، اگر ملاک موفقیت یک قهرمان تنها دلبستگی هایش باشد،  شهدای ما ناموفق ترین افرادند! چراکه بین وظیفه خود و دلبستگی هایی مانند علاقه به همسروفرزند، وظیفه را انتخاب کردند.

والپیپیر محسن حججی


* از آنجا که سازندگان فیلم تمام تلاششان را کرده اند تا گروه«ISC» در فیلم هرچه بیشتر به داعش واقعی شبیه باشد، استفاده از نامی هم وزن نام «بغدادی» (رهبر اصلی داعش در واقعیت) یعنی بغداوی، برای رهبر دوم داعش چندان تعجب برانگیز نیست.

والپیپرداعش

 قرینه های دیگر این شباهت درنوع خود جالب است. گذشته از شباهت ظاهری، برای معرفی بکتاوی، از پسوند «امیر»استفاده میشود. اصطلاحی که حتی برای خود ابوعثمان، رهبر اول ISC کمتر استفاده میشود. 

این پسوند برگرفته از اسم ابوبکر بغدادی است که خودرا خلیفه وامیرالمومنین نامیده بود.

سوال؟  اگر بغداوی که در واقعیت رهبر اول داعش است(یعنی بغدادی)، درفیلم رهبر دوم وجانشین ابوعثمان معرفی میشود، پس خود ابوعثمان در واقعیت به چه کسی منطبق میگردد؟!

 

درهنگام مداوای ابوعثمان توسط یکی از پرستارهای هندی، مکالماتی بین آن دو ردوبدل میشود.

ابوعثمان دراین مکالمات بخشی از سرگذشت خود و علل کارهایی که انجام میدهد را بیان میکند.

تصاویر فیلم تایگرزنده است

ابوعثمان: هندوستانی هستی؟

پرستار: خوب هندی حرف میزنید...

ابوعثمان: پدر من تو دهلی سفیر سوریه بود. هشت سالم بود وقتی رفتیم اونجا. چانا کپوری، هشت سال من اونجا مدرسه رفتم. هندی زبان زیباییه. وقتی واسه دانشگاه رفتم آکسفورد، موضوع پایان نامه ام شعرهای غالب واقبال بود.

پرستار: کسی که اهل شعره چطور اسلحه دست میگیره؟!

ابوعثمان: به عنوان یک پرفسور در دانشگاه زبان نیویورک تدریس میکردم. داشتم به دنیا شعر یاد میدادم. 

بعد از 11سپتامبر اونها(آمریکایی ها) بدون هیچ دلیلی من رو تو ایستگاه قطار دستگیر کردن. فقط به خاطر اسمم. سه سال من رو تو گوانتانامو نگه داشتن. لختم کردن و دور گردنم قلاده سگ انداختن. سربازهای آمریکایی رو ما ادرار میکردن. 

یه مرد روزی که نفسش متوقف میشه نمیمیره. یه مرد زمانی میمیره که ازش عزت رو میگیرن. 

حالا همه سربازهای من هرچندنفر که هستن، از مرگ نمیترسن.

  درهمین زمان یکی از پرستارهای پاکستانی قصد فرار از مخمصه را دارد. پرستاردیگری به او میگوید که با سفارت تماس گرفته و آنها به زودی نجاتشان میدهند. پرستار پاکستانی بازهم قانع نمیشود و اقدام به فرار میکند اما توسط داعش دوباره دستگیر میشود وبه فرمان ابوعثمان کشته میشود.

 

* همه چیز هایی که از ابوعثمان در این سکانس میشنویم«سربازهای آمریکایی رومن ادرار میکردن و...» موید یک مطلب  بسیار مهم است.

 چیزی که فیلم مصرانه و زیرکانه درصدد القائش به مخاطبین میباشد، این است که داعش سازمان یافته به وجود نیامده است. علت اصلی به وجود آمدن داعش یک سری کینه ها و عقده های شخصی امثال ابوعثمان از دولت هایی مثل آمریکا است. 

سازندگان این فیلم  چشمشان را به روی این حقیقت بسته اند که تاسیس گروهک های تروریستی مثل داعش، کاملا سازمان یافته و هماهنگ شده، با همکاری آمریکا، دُوَل غربی وعربستان سعودی میباشد. این را اضافه کنید به توضیحاتی که درابتدای مقاله از سکانس های ابتدایی ارائه کردیم.

کاریکاتورآمریکا

* شاید پس از شنیدن سخنان ابوعثمان مبنی بر رفتار بد آمریکایی ها با او، بازهم خیال کنیم که فیلم دراین صحنه ها به اصطلاح آمریکا ستیزی کرده است. 

همانطور که درابتدای مقاله عرض کردیم این فرضیه درست نیست. چراکه اولا انقدر شخصیت ابوعثمان منفور نشان داده میشود که مخاطب تقریبا این حق را به سربازان آمریکایی بدهد با او بدرفتاری کنند. 

دوما بازهم همه حقیقت بیان نشده است و مثل همیشه جنایاتی که در آمریکا انجام میشود، غیرسازمان یافته نشان داده شده است. همچنین نحوه ساخته شدن داعش توسط آمریکا.

 

تایگر برای انجام عملیات در پالایشگاه به لوازم ومهماتی نیاز دارد. او با پاوان رابط سازمان در عراق تماس میگیرد ودر بازار تکریت با او قرار میگذارد. فردوس که مدتی است به تایگر وگروهش مشکوک است سریع تلفن را برمیدارد تا بفهمد تایگر باچه کسی تماس گرفته است اما بازیرکی تایگر او ناکام میماند.فردوس به تایگر گوشزد میکند که اورا زیر نظر دارد.

درطرف دیگر ابوعثمان همزمان باآماده کردن حسن(حسن نوجوان 13ساله ای است، که خانواده اش توسط آمریکایی ها کشته شده اند.) برای حمله انتحاری به بازار، با یکی از اسیران آمریکایی مکالمه میکند.

سرباز آمریکایی: خدا برای ما صلحه ...

ابوعثمان: شما فکر میکنید من نقشه های شمارو نمیدونم؟! 

...


بازار تکریت:

تایگر به محل قرار میرود و مهمات را از پاوان تحویل میگیرد. در همین حین به طور اتفاقی متوجه حسن و جلیقه انتحاری اش میشود که قرار است دربازار منفجر شود. او به سختی حسن را نجات میدهد وجلیقه را ازاو جدامیکند. 

تصاویر فیلم تایگر زنده است

پس از درگیری مفصل با نیروهای ISC  ، تایگر وحسن توسط سربازهای داعشی محاصره میشوند، اما به طرز غیرمنتظره ای ازمحاصره نجات پیدا میکنند.

زویا که درظاهر با تایگر به این ماموریت نیامده بود، اکنون به کمک تایگر می آید.  اوهمراه با دوافسر سازمان اطلاعات پاکستان ISI برای نجات 15پرستار پاکستانی به تکریت آمده است.

 پس از پایان درگیری تایگر به زویا وگروهش پیشنهاد میدهد که باهمکاری هردو تیم هندی وپاکستانی این ماموریت را به سرانجام برسانند.

  پیشنهاد او ابتدا با مخالفت نیروهای هردوتیم روبه رو میشود، چراکه هردوگروه طرف مقابل را دشمن خود میداند. اما با مدیریت تایگر وگوشزد کردن این نکته که:" باوجود تمام اختلافات دوکشور، درحال حاضر ما یک هدف مشترک داریم و اون انسانیته"، هردوگروه قانع میشوند که درکنار هم برای آزادی پرستاران این ماموریت را انجام دهند.

حسن13ساله که به لطف تایگر از مرگ حتمی نجات پیدا کرده، به مکانی امن، فرستاده میشود.

 

* حرف سرباز آمریکایی درنوع خود جالب است: ما فقط صلح میخوایم!!!


* درصحنه ای که تایگر حضور عامل انتحاری(حسن) را متوجه میشود و مردم را از خطر آن نجات میدهد دونکته حائز اهمیت است:

یک آن که به نحوی از حسن فیلمبرداری میشود که حضور سربازان عراقی در کنار او  کاملا بلد میشود. 

عامل انتحاری

به طوری که تایگر (که اصلا وظیفه ای درقبال کشور عراق ندارد)، متوجه انتحاری میشود و مردم عراق را نجات میدهد، اما نیروهای عراقی کاملا  درحاشیه وموضع انفعال قرار دارند.

در تمام مدت فیلم، هیچ واکنش موفقیت آمیزی از نیروهای عراقی ومردم عراق دربرابر داعش مشاهده نمیکنیم. سربازان عراقی یا درحال کشته شدنند، یادرحال راه رفتن!

انگار نه انگار که این حشدالشعبی ونیروهای بسیج مردمی عراق بودند که باحمایت های بی دریغ ایران توانستند بر غده سرطانی داعش پیروز شوند.

آیا سازندگان این فیلم چشمشان را به روی این حقیقت نیز بسته اند که شکست داعش در عراق حاصل تلاش ومجاهدت صدها تن از نیروهای مردمی عراق مثل حشدالشعبی و... بوده است؟

حشدالشعبی

 البته تعجبی ندارد در فیلمی که سایه آمریکا انقدر برآن سنگینی میکند از حشدالشعبی ونیروهایی که قهرمان خودرا قاسم سلیمانی، و رهبرمحبوبشان را سیدعلی خامنه ای میدانند حرفی به میان نیاید. بالاخره کدخدا ناراحت میشود دیگر!

حاج قاسم

نکته دوم: پس از تماشای این سکانس میتوان این برداشت را ارائه کرد که، دفاع از عراق درطول دفاع از هند ومنافعش است. 

توضیح آنکه اگر تایگر ونیروهای هندی برای نجات پرستاران خودشان و منافع کشورشان به عراق نمی آمدند، برای مثال آیا مردم از شر این عامل انتحاری وداعش نجات می یافتند؟ این رابطه طولی نیز خواسته یا ناخواسته در ناخودآگاه مخاطب شکل میگیرد.

  

* یکی ازنکات به ظاهر مثبت فیلم، تلاش برای متحد کردن هندوپاکستان است. چیزی که سالهاست در آثارسینمایی بالیوود مورد توجه قرار گرفته است. اصلا اگر هنر فقط برای تفریح باشد به چه درد میخورد.

این تلاش تاجایی پیش میرود که حتی درمکالمات اولیه اعضای دوگروه، برسر فواید برداشته شدن مرز بین هند وپاکستان  بحث میشود! از کم شدن هزینه های نظامی و پیشرفت در آبادی دو کشور گرفته تا اتحاد بازیگران کریکت و سینما...

والپیپرفیلم تایگرزنده است

همانطور که درفیلم شاهدیم به انحاء مختلف سعی شده است روابط خوبی بین ماموران هندی وپاکستانی تعریف شود. هند وپاکستان هرچند درتعاملات داخلی بایکدیگر اختلافات زیادی دارند اما دراین فیلم در سیاست خارجی خود متحد شده اند تا شاید در واقعیت هم روزی اختلافات خود را کنار بگذارند. 

همچنین به شدت سعی شده تا دولت و مقامات هندی، طرفداران صلح بین هندوپاکستان نشان داده شوند. به همین خاطر است که نماینده وزیر، شنوی را مواخذه میکند و خواهان آزادی پرستاران پاکستانی است.

شاید در مرحله اول این مساله، نکته ای مثبت قلمداد شود، اما سوال اینجاست که آیا درواقعیت وعمل هم دولت هند چنین رویکرد صلح منشانه ای را دنبال میکند؟

پوسترکشتارکشمیر

دولتی که نظامیانش بارها مردم بی گناه ومسلمان کشمیر را به خاک وخون کشیده اند.

چقدر این سیاست دولت هند شبیه پارادوکس های آمریکایی است! 

ازطرفی درظاهر خواهان صلح اند، واز طرفی مردم بی گناه را به قتل میرسانند.

 شاید به همین دلایل است که این فیلم اصلا در پاکستان مجوز  اکران نگرفت!

سانسورفیلم هندی

 

چهار روز مانده تا حمله هوایی آمریکا:

پس ازگذشت چندروز از ماجرای گروگانگیری، مردم و رسانه های هندی به شدت دولت هند را مورد اعتراض قرار میدهند و میگویند: مقامات هندی تا الان حتی یک قدم برای نجات پرستاران برنداشته اند.

مساله اتحاد تایگر با ماموران پاکستانی به گوش شنوی واطلاعات هند میرسد. او دید مثبتی نسبت به این مساله ندارد.

نماینده دولت هند، از وجود 15 پرستار پاکستانی در کنار پرستاران هندی مطلع میشود. او شنوی را مواخذه میکند ومیگوید: بین ما وپاکستان مشکلات سیاسی زیادی هست، اما ما هرگز شرف و اصول انسانیت را با مسائل سیاسی قاطی نمیکنیم. حالا برو دخترای هندی وپاکستانی رو همراه هم از اونجا خارج کن...

 پالایشگاه نفت تکریت:

بالاخره تیم تایگر آماده انجام عملیات میشوند. آنها مشغول ترتیب دادن یک انفجار ساختگی در پالایشگاه هستند.

درتیم زویاهم دو مامور پاکستانی موفق میشوند به عضویت نیروهای داعشی دربیایند.

در طرفی دیگر فردوس با گری فرمانده پایگاه هوایی آمریکا درعراق دیدار میکند.

آمریکا درفیلم های هندی

گری از او میخواهد سربازان آمریکایی که توسط ابوعثمان دستگیر شده اند را پیدا کند. 

درهمین حین فردوس به صورت اتفاقی امیربکتاوی را در آنجا میبیند. فردوس متعجب از گری سوال میکند:

این اینجا چی کار میکنه؟

گری: اون میخواد با ما کارکنه

فردوس: شما باتروریست ها...

گری: نه نه. اون میخواد تجارت کنه. اون درخواست پول زیادی کرده... میدونی که توافق نامه ها کاری نمیکنن...

فردوس: شما میخواید چکارکنید؟!

گری: به نظرت باید چیکارکنیم؟!!

 فردوس که از نقشه آمریکایی ها برای ترور بکتاوی مطلع شده است، دورازچشم آنان این خبر را به بکتاوی میرساند و اورا از مرگ حتمی نجات میدهد. او به خاطر این خوش خدمتی به بکتاوی هم نزدیک میشود.

تیم تایگر پس از انفجار بخشی از پالایشگاه، طبق نقشه خودرا به مصدومیت میزنند. بکتاوی که به شدت عصبانی است همه را به خط میکند و به خاطر این اتفاق، فرمان قتل تایگر وتیمش را صادر میکند. فردوس که جان بکتاوی را نجات داده، به او گوشزد میکند که اگر چنین کاری کند، کارگران دست به اعتصاب میزنند وآنها به خاطر تعطیلی پالایشگاه متضرر ضررمالی زیادی میشوند. تصمیم بکتاوی عوض میشود و بکتاوی تایگر و تیمش را راهی بیمارستان میکند.

فردوس که در مسیر بیمارستان با تیم تایگر  همراه میشود، به تایگر میگوید: من میدونم که همه شما ماموران هندی هستید، فقط این رو بگو که برای چی به اینجا آمدید؟...

سوال فردوس بی جواب میماند وطی یک زدوخورد مختصر، زویا و مامورانش تیم تایگر را ازدست فردوس نجات میدهند.

فردوس تایگرزنده است

 تایگر قصد کشتن فردوس را میکند که نا گهان فردوس هویت واقعی خودرا برملا میکند. 

او مجبور میشود برای نجات خود یکی از رمز های سازمان اطلاعات هندرا برزبان بیاورد. تایگر متعجب ازاو میپرسد: تو ازکجا این کدرو میدونی؟

فردوس: من برای 25 سال عامل سازمان اطلاعات هند در این محل بودم...

پس از مطمئن شدن تایگر از خودی بودن فردوس، او به گروه هفت نفره آنها میپیوندد. قرار براین میشود که تیم تایگر همراه بادومامور پاکستانی که اکنون به عضویت داعش درآمده اند به بیمارستان بروند. زویا هم برای پیدا کردن نقشه طبقات بیمارستان راهی ساختمان شورای شهر میگردد.

 

* همانطور که میدانیم داستان این فیلم برگرفته از رویدادی واقعی است. حادثه اسارت پرستاران هندی توسط داعش در سال 2014

یکی از شبهاتی که در واقعیت پس از اسیرشدن پرستاران هندی توسط داعش، در جامعه هند رواج یافت این بود که: دولت هند هیچ کاری برای آزادی پرستاران هندی نمیکند.

 این شبهه در فیلم نیز مطرح میشود یکبار توسط مردم ورسانه ها وباردیگر توسط ابوعثمان. 

سازندگان به خوبی این پیام را به مخاطبین القاء کرده اند که شاید در ظاهر دولت هند منفعل بوده باشد، اما این تلاش های عوامل در سایه دولت هند چون تایگر وشنوی است که منجر به آزادی پرستاران میشود. اشاره به نقش پررنگ دولت  هند در این داستان قابل تامل است.


* طی ارتباط آمریکایی ها با بکتاوی به این نکته برمیخوریم که حتی اگر در ظاهر آمریکا با داعش ارتباط دارد، هدف اصلیش نابودی این گروه است!

آمریکایی ها درظاهر میخواستند بابکتاوی تجارت کنند اما در نهایت بایک حمله هوایی به ماشین او قصد ترور اورا داشتند! نکته جالب توجه در تروربکتاوی آن است که دقیقا مانند مساله کشته شدن ابوبکر بغدادی، ابتدا همه خیال کردند او مرده است اما بعدها مشخص شد که او جان سالم به در برده است! چیزی که درباره بن لادن هم اتفاق افتاد.

  نکته مهمتر دراین مساله آن است که عدم پایبندی آمریکا به توافق نامه هایش کاملا توجیه میشود.

 وقتی گری فرمانده آمریکایی به طور غیرمستقیم به فردوس میگوید:

 توافقنامه ها کار نمیکنن(فایده ای ندارند).

 یعنی آمریکا مجبور است برای برقراری صلح جهانی به بدعهدی وعدم پایبندی به توافق نامه هایش روی بیاورد واز پشت خنجر بزند.

این همه توجیه جنایات و اعمال ننگین آمریکا چه معنی دارد؟!

والپیپر باکیفیت آمریکا

* شاید درنگاه اول برملا شدن هویت فردوس نوعی جذابیت و راز آلود شدن داستان فیلم را به همراه داشته باشد، اما بعد دیگری دراین قضیه وجود دارد.

همه حرف هایی که درمورد فردوس با هویت قبلی اش مطرح میشود را به یاد بیاورید. «او 25 سال است که درعراق ساکن است وبا همه اشخاص قدرتمند درارتباط بوده است از صدام حسین گرفته تا رئیس جمهورآمریکا ورهبرداعش.» این یعنی نفوذ وقدرت اطلاعاتی بالای دولت هند درمنطقه!

اهمیت فردوس وقتی مشخص میشود که بفهمیم اگراو نبود تایگر وتیمش توسط بکتاوی کشته میشدند! ودرنتیجه هیچ موفقیتی در داستان فیلم رخ نمیداد.

در جای جای این فیلم به طور زیرکانه ای قدرت اطلاعاتی ونظامی کشور هند به نمایش درآمده است که این نیز درنوع خود قابل تامل است.

            

پس از رسیدن گروه تایگر به بیمارستان، آنهامتوجه میشوند که آن جا به مقر اصلی وستاد فرماندهی داعش تبدیل شده است.

 این قضیه عملیات را برای تایگر وگروهش تقریبا غیرممکن میکند. 

داعش

 این خبرمهم به شنوی ودولت هند میرسد. 

نماینده وزیر از شنوی میپرسد:آیا شما نقشه پشتیبانی دارید؟ نقشه شماره دو چیه؟

شنوی:جنگ!

نماینده وزیر: مطمئنی شنوی؟

شنوی: بله قربان. باتوجه به خبرها ماباید با ایران مذاکره کنیم. و هلیکوپترها و ناوگان های جنگیمون رو در خلیج عربی در آماده باش دربیاریم. کاران تو باید به عراق بری. من کسی رو میخوام که بتونم این کارو بهش بسپرم.

  زویا که به دنبال پیداکردن راهی جهت نفوذ به ساختمان شورای شهر میباشد، متوجه انتقال گروهی زنان از این ساختمان میشود وبه محل اسکان آنها میرود. زنانی با ملیت های مختلف درآنجا ساکن هستند. 

یکی از دختران داستان غم انگیز تجاوز داعش به آنها در ساختمان شهر را برای زویا تعریف میکند. 

زویا باهمکاری آنها به ساختمان شهر نفوذ میکند و علاوه بر کشتن بغداوی و پیداکردن نقشه، زنان در بند داعش را نیز نجات میدهد.

زویا

ابوعثمان از قتل بغداوی مطلع میشود و دستور دستیگری زویا را صادر میکند.

فردوس نقشه ای را که زویا به او رسانده به تایگر میرساند. او به دستور تایگر زویارا نزد دوستان آمریکایی خود در پایگاه هوایی آمریکا میبرد. 

همچنین او بنا به درخواست تایگر، از آمریکایی ها درخواست میکند تا درساعت 12 فردا به مقر شمالی داعش حمله ای ایذایی انجام دهند. 

گروه تایگر برای ازبین بردن نیروهای داعش دربیمارستان نقشه ای کشیده اند.

 آنها ابتدا به کمک دو نیروی نفوذی پاکستانی غذای سربازان داعشی را مسموم میکنند. سپس پرستاران با بهانه مداوای سربازان مسموم شده و به وسیله آمپول بیهوشی، تقریبا نیمی از نیروهای داعش دربیمارستان را بیهوش میکنند. از طرفی دیگر سربازان آمریکایی همراه زویا برای پرت شدن حواس داعش، به مقر شمالی آن ها حمله میکنند، به این ترتیب نیمی دیگر از سربازان به همراه ابوعثمان به سمت مقر شمالی حرکت میکنند و تایگر به راحتی همراه پرستاران به خارج بیمارستان راه پیدا میکند.

زویاتایگرزنده است

 نقشه تایگر به نتیجه نمیرسد و به صورت غیر منتظره ای ابوعثمان همراه بازویا(که اکنون دستگیرشده)، مسیر آنهارا میبندد.

درنتیجه تایگر و زویا همراه باتیمشان وهمه پرستاران بار دیگر به اسارت درمیایند.

 

* در صحبت های شنوی مبنی بر احتمال جنگ ولزوم مذاکره باایران، یک مساله حائز اهمیت است. 

همانطور که در مباحث قبلی ذکر کردیم، سازندگان این فیلم چشمشان را به روی حقایق زیادی بسته و بی تفاوت رد شده اند. 

باتوجه به گرایشات غلیظ آمریکایی فیلم، تعجبی نیست که نام ایران درچنین فیلمی باموضوع داعش، اصلا بلد نشود.  تنها باری که نام ایران به میان میاید، وقتی است که  هندی ها برای استقرار نیروهایشان در خلیج عربی! جهت مبارزه احتمالی با داعش میخواهند رضایت ایران را جلب کنند. نگاهی کاملا خنثی وبی تفاوت از ایران در برابر داعش.

استفاده از لفظ «خلیج عربی» به جای «خلیج فارس» درصحبت ها شنوی، میتواند مویدی براین مساله باشد!


* بازهم رابطه ای طولی میان نجات پرستاران هندی-پاکستانی و نجات دیگران برقرار میشود. این بار وقتی زویا درمسیر پیداکردن نقشه، زنان دربند داعش را نیز نجات میدهد، این مساله بیشتر لمس میشود.


* درابتدای فیلم قرار شد که آمریکایی ها هفت روز به هند مهلت دهند تا پرستارانشان درحمله بی چون وچرای آمریکا به داعش کشته نشوند. دخالت وهمکاری آمریکا در منطقه چک پوینت، میتواند دونکته را دربرداشته باشد.

اول آنکه بازهم آمریکا برعلیه داعش نمایش داده شد نه همراه او. تاجایی که سربازان آمریکایی رودررو باداعش مبارزه میکنند.

دوم آنکه هند پاکستان وآمریکا دریک جبهه، متحد دربرابر داعش نشان داده میشوند. به علاوه در عملیاتی که قرار بود هندوپاکستان آن را به سرانجام برسانند، این آمریکاست که برای موفقیت آنها با درخواست تایگر به کمکشان می آید.

 

 ابوعثمان که اکنون تایگر وزویا را دراختیار دارد، شروع به سخن گفتن با تایگر میکند: ... کاری که دولت دو کشور نتونستن انجام بدن توتونستی. هندی وپاکستانی رو همراه هم در یک ماموریت آوردی. توباید آدم کاریزماتیک وجذابی باشی.

ابوعثمان تایگرزنده است

تایگر: تو چی هستی؟ قهرمان؟  تو به نام مذهب جنگ خودت رو پیش میبری ...

ابوعثمان: توچی فکر میکنی؟ که این جنگ برسرمذهبه؟ یا تمام اطلاعات رو ازرسانه های غربی دریافت کردی؟!

ازکجا به دست میاد این همه بمب، اسلحه وپول؟ 

این جنگ یه تجارته که توسط تمام جهان اداره میشه. ما اونایی هستیم که کنار بمب هسته ای دیده میشن اما سودشو بقیه دنیا داره میبره

برای مدیریت این تجارت نیاز به قدرت وزور هست. قدرتمندترین اون کسیه که ترس رو کنترل کنه... این ترور ووحشتی که در دنیا داره اتفاق میفته، قدرت ماست تایگر!

تایگر: به همین خاطر به حسن 13ساله بمب وصل کردی و فرستادیش بین جمعیت؟!... 

شروع این دنیا با انسانیت بود وامروزهم فقط یک مذهب برای دنیا ضروریه. واون انسانیته.

 درنهایت ابوعثمان قصد دارد تایگر و همه پرستاران را دربیمارستان رها کند وخودش مخفیانه از آنجا خارج شود. چرا که تا دقایقی دیگر  آمریکا به آنجا حمله هوایی خواهد کرد.

 عثمان میخواهد در حالی که همه جهان فکر میکنند او در حمله هوایی کشته شده، ویدیویی را از قربانی کردن 30خارجی به مثابه انتقام منتشر کند.

والپیپرسلمان خان

تایگر که در اتاقی مسموم به گازی کشنده رهامیشود، هوشمندانه خودرا از مخمصه نجات میدهد و سریعا برای آزاد سازی تیم خود اقدام میکند.

 تیم هندی-پاکستانی تایگر پس از مبارزه ای سخت ونفس گیر میخواهند تمام پرستاران را به بیرون منتقل کنند. 

آنها متوجه میشوند که به همه ایست وبازرسی های داعش دستور صادر شده که تا ابوعثمان خارج نشده، کسی از بیمارستان خارج نشود. به همین دلیل تایگر سروقت ابوعثمان میرود واورا مجبور میکند تا همراه با اتوبوس پرستاران از بیمارستان بیرون رود ومجوز خروجشان ازمعرکه شود.

تصاویر فیلم تایگر زنده است

پس از کشته شدن ابوعثمان توسط فردوس، درنهایت 39 پرستارهندی وپاکستانی همراه بااسیران آمریکایی و مامورین اطلاعاتی دوکشور از چنگال داعش نجات پیدامیکنند و پرچم هند وپاکستان همزمان با این پیروزی غرور انگیز برافراشته میشود.

تصاویر فیلم جدید سلمان خان

درپایان، همه پرستاران، اسیران، ماموران هندی وپاکستانی همراه با سربازان آمریکایی در پایگاه هوایی جمع میشوند و این پیروزی موفقیت آمیز را به یکدیگر تبریک میگویند.

تایگر که درآخرین لحظات انفجار بیمارستان خود وهمسرش را نجات داده بود، یک سال بعد درتماسی از کشور یونان، زنده بودن خود را به اطلاع شنوی میرساند وبه وی گوشزد میکند: یه چیزرو همیشه به یاد داشته باشید قربان، اگر کشور نیازی به من داشت، تایگر زنده است.

 

* در مکالمات ابوعثمان و تایگر، حرف های مهمی ردوبدل میشود:

ابوعثمان پشت پرده همه جنگ هارا تجارت میداند، همانطور که درابتدای فیلم در سخنان او، عمو سام جنگ را راه می اندازد و با پول ها برمیگردد.

او رمزمدیریت این تجارت و قدرت مهم خود وگروهش را کنترل ترس مردم میداند. این تفکر ابوعثمان شباهت زیادی دارد به تفکرات گروه های ضد قهرمانی(بخوانید ضدآمریکایی) مانند گروه هایدرا درفیلم کاپیتان آمریکا.

اگر بخواهیم انگیزه های تاسیس داعش توسط ابوعثمان را جمع بندی کنیم، باید بگوییم علاوه بر کینه ها وعقده های شخصی ضد آمریکایی، میل زیاد افرادی مثل ابوعثمان برای رسیدن به قدرت نیز، از علل ناقصه این قضیه نمایش داده میشود.


*به راستی از کی تا به حال داعش در کنار بمب هسته ای دیده شده؟! واین اتهام به آنها زده شده است؟(طبق سخنان ابوعثمان)

آنطور که میدانیم اصلا داعش بمب هسته ای نداشته، که اگرداشته بود تا الان بارها از آن استفاده میکرد!

اتهام استفاده از بمب هسته ای(توسط رسانه ها) بیشتر به داعش وارد شده است، یا کشوری دیگر؟!

درادامه این ابهام را تبیین خواهیم کرد.


پوستر داعش خامنه ای دات آی ار

* یکی از کلیشه های مهمی که در فیلم چندین بار به آن پرداخته میشود، انسانیت است. 

برای مثال وقتی نماینده وزیر هند از نجات پرستاران پاکستانی حرف میزند، به انسانیت اشاره میکند.

تایگر نیز تنها مذهب دنیا از ابتدا تا کنون را انسانیت میداند.

یکی از چالش های فرهنگی کشور هند، باتوجه به جمعیت زیاد آن، تکثر ادیان ومذاهب مختلف درمیان مردم هند میباشد. از گاو پرستی گرفته تا اسلام وتشیع.

اما راهکاری که سینمای بالیوود برای مقابله با این چالش انتخاب کرده است دوچیز است.

یکی ترویج غیر مستقیم پلورالیزم دینی وتکثرگرایی(مثل صحنه ای که همه پرستاران با مذاهب گوناگون درکنارهم مشغول به دعا خواندن میباشند)، ودیگری ارائه مفهومی کلی و مشترک از مذهب. پرداختن به تحلیل فیلم هایی از قبیل فیلم «pk» و... به درک این مساله کمک میکند.

پوستر فیلمپی کی

تایگر نیز درهمین راستا تنها مذهب جهان را انسانیت میداند. اما این که چه انسانیتی و چجور مذهبی؟ سوالی است که باید برای پاسخ آن مقال دیگری پیداکنیم.


* پایان فیلم وانتهای ماموریت آزادی پرستاران با دوچیز همراه میشود

1)بابرافراشته شدن پرچم هند وپاکستان، بار دیگر اتحاد این دوکشور به نمایش در می آید و برای مخاطبان چنین امری در واقعیت نیز ممکن ودست یافتنی تلقی میگردد.

2)هند، پاکستان وآمریکا به عنوان فاتحان این ماموریت غیرممکن درکنارهم ودریک جبهه به نمایش درمی آیند.

 

واقعیت داستان گروگانگیری:

براساس مطالب منتشر شده در سایت ایندیا تودی:

«46پرستار هندی پس از 20روز از بند اسارت داعش آزاد شده و به شهر خود در کرالای هند بازگشتند.»

این خبری است که در پنجم ژولای سال 2014 در بنگاه های خبری مهمی چونndtv، bbc و... منتشر شد.

آزادی پرستاران هندی درسال2014

پس از مطالعه اخبار ومقالات منتشر شده خبرگزاری های معروف هندی چونndtv، indiatoday درسال2014 متوجه چند نکته مهم شدیم:

1)هیچ پرستار پاکستانی در واقعیت ماجرا درکارنبوده است و 46پرستار هندی از منطقه جنوبی کشور هند یعنی شهر کرالا دراین حادثه حضور داشته اند.

واردکردن پرستاران پاکستانی در داستان را میتوان بهانه ای برای رسیدن به کلیشه اتحاد هندوپاکستان تعبیر کرد.

2)براساس مقالات منتشر شده در سایت indiatoday هیچ گونه تعرض، بدرفتاری، کتک زدن، تجاوزجنسی و... ازسوی داعش نسبت به پرستاران هندی گزارش نشده است. بلکه تنها به مداوای سربازان داعشی توسط پرستاران هندی اشاره شده است.

3)پرستاران ازهمان ابتدا باسفارت هند در بغداد در تماس بوده اند. مقامات هندی به آنها گوشزد میکنند که مقاومتی در برابر خواسته های داعش نشان ندهند.

4) طبق اذعان مقامات هندی درسال2014، رویکردی که دولت نسبت به این مساله داشته است، رویکردی کاملا دیپلماتیک وغیرنظامی بوده است. حتی پس از بازگشت پرستاران به هند، دیپلماسی به اصطلاح غرور انگیز دولت هند توسط رسانه های هندی، بلد میشود.

5)درچهارم ژولای2014 داعش پس از بیست روز به پرستاران اجازه میدهد، نزد مقامات هندی در عراق بروند تا درنهایت با پروازی از شهر اربیل به سمت هند منتقل شوند.

6)دولت هند هیچ وقت مشخص نکرده است که در این قضیه باداعش در تماس بوده یانه. همچنین پشت پرده آزادی پرستاران، پس از گذشت چندین سال از ماجرا، مبهم باقی مانده است.

7)در تنها اظهارات مقامات هندی وبه مراتب بنگاه های خبری کشور هند، علت این آزادی، دیپلماسی موفقیت آمیز دولت بیان شده است.

دیپلماسی هند

اما چند سوال مهم:

چطور میشود داعشی که حتی به نیروهای خودش هم رحم نمیکند! به طور عجیبی در این مورد به خصوص، در برابر دولت هند با دیپلماسی آدم شود!؟ و پرستاران را بدون هیچ گونه اذیت وآزاری به هند برگرداند؟

به فرض که دیپلماسی بوده باشد، هند دراین معامله چه چیز باارزشی نصیب داعش کرده است که داعشی ها این طور سربه راه ومنطقی شده اند؟!

اصرار بیش ازحد مقامات هندی برای فاش نشدن جزئیات وپشت پرده این مساله وبلد شدن مفهومی کلی به نام دیپلماسی توسط رسانه هایشان چه معنی میدهد؟!

آیا نمیشود ساخت چنین فیلمی را درجهت مدیریت افکار عمومی که دراین مساله به پاسخی قانع کننده نرسیده اند، دانست؟! 


نکاتی که روی مخم راه میروند:

دراین بخش کوتاه، به مسائلی میپردازیم که به اصطلاح روی مخمان بود! 

برداشت و قضاوت در باره این مسائل را بر عهده شما مخاطبین گرامی میگذاریم.


1) استفاده مکرر از عدد 8:

تایگر هشت سال است از اطلاعات هند خارج شده است.

ذوالفقار هشت سال است رابط سازمان اطلاعات هند است

هشت تانکر به پالایشگاه میرود.

جونیور هشتمین سالگرد ازدواج تایگر وزویا را به تایگر یادآوری میکند.

ابوعثمان هشت سالش بود که به هند رفت.

روز هشتم به تکریت حمله هوایی میشود.

هشت مامور هندی وپاکستانی پرستاران را نجات میدهند(سه تا پاکستانی+چهارتاهندی+فردوس)

ابوعثمان هشت سال درهند به مدرسه رفت.

 

2)تمام اسیرهای مرد فیلم، آمریکایی هستند. یعنی داعش هیچکدام از مردم عراق را اسیر نکرد؟!

رهبرداعش تایگرزنده است

 

3)چرا ساعت 12، باید  سربازان آمریکایی به مقر شمالی داعش حمله کنند؟!

 

4) شباهت های مختصر ابوعثمان وچگوارا(رهبرضدآمریکایی انقلابیون کوبا)، باتوجه به این که درفیلم اول تایگر هم سکانسی مختص به چگوارا قرار داده شده است.

   

چگوارا در فیلم سینمایی


5)مکان امن داستان، پایگاه هوایی آمریکا درعراق است(زویا برای درامان ماندن از داعشی ها به دستور تایگر به آنجا برده میشود و...)

 

6)کلیشه نوجوان 13ساله ای که میخواهد خودش را با انگیزه خانواده وکشورش منفجر کند شمارا یاد چه کسی می اندازد؟

راستی چرا باید وقتی حسن درحال نوشتن اسم خود روی میز است به جای حسن(HASSAN) تقریبا حسین بنویسد(HOSSON) ؟!

رمزگشایی فیلم

بگذریم حتما اتفاقی بوده،حسین فهمیده وفیلم هندی؟!!

 

7)رپ(سبکی آمریکایی) خواندن تایگر در موزیکال آخر فیلم، گرایشات آمریکایی فیلم را تکمیل میکند.

رپ سلمان خان

 

8) یاعلی مدد گفتن کاترینا کایف درصحنه نجات زنان از ساختمان شهر، از دیگر نکات روی مخ بود!

 

9) در ابتدا و پایان فیلم آمریکایی وجود دارد.

 

10) اما چند سوال و نکته تامل برانگیز درباره شخصیت ابوعثمان:


1)آیا در رهبران معروف داعش کسی را میشناسید که اصلا از عینک استفاده کند؟ آن هم چنین عینکی...

رویارویی سلمان  خان بارهبرداعش


2)از کی تا به حال رهبران داعش قبا برتن میکنند؟!

قبای رهبران داعش


3)به نظر شما مدل ریش و موی ابوعثمان با رهبران واقعی داعش تطابقی دارد؟ چنان که این امر تا حد زیادی در مورد بکتاوی صدق میکند.

رهبران داعش


4)کدام یک از رهبران داعش تا به حال چنین لباس نظامی بر تن کرده اند؟


این همه عدم تشابه با واقعیت در باره ابوعثمان، برای سازندگانی که به اذعان خود به جزئیات توجه زیادی کرده اند، عجیب نیست؟ 

سازندگانی که حتی شعار روی دیوار صحنه ای چندثانیه ای از فیلم را مطابق شعار های داعش طراحی کرده اند!

پالایشگاه نفت تکریت

 این را اضافه کنید به توجه دقیق سازندگان نسبت به ظرافت هایی چوناشاره به شخصیت جیمزفولی،  چند ملیتی بودن نیروهای داعشی، لباس سیاه، چهره پر ریش سربازان داعشی، استفاده از نام امیر بکتاوی برای نشان دادن امیر بغدادی، رنگ لباس اسرا، استفاده از عوامل انتحاری، فیلم گرفتن از سربریدن اسرا، عدم ترس ازمرگ در میان سربازان به گفته خود ابوعثمان و شباهت های ظریف دیگری که خودتان در فیلم مشاهده میکنید.


5) این سبک خطاب قرار دادن آمریکا بیشتر روش چه کسی است در دنیای واقعی؟!

آمریکایی ها خودشان پدران،مادران،خواهران وبرادران مارا کشته اند، آن وقت به ما میگویند تروریست!....

به علاوه ازکی تا به حال داعش متهم به استفاده از سلاح هسته ای شده است؟!(طبق سخن ابوعثمان:ما اونایی هستیم که کنار بمب هسته ای دیده میشن اما سودشو بقیه دنیا داره میبره)

بیشترین کشوری که در رسانه ها متهم به داشتن سلاح هسته ای میشود، کدام است؟!!!

ابوعثمان تایگرزنده است


6) آیا میدانستید بازیگر نقش ابوعثمان یک بازیگر ایرانی است؟! سجاد دل افروز

سجاد دل افروز


استفاده از بازیگری درجه سه که حتی یک بیوگرافی ساده در ویکی پدیا ندارد، باوجود این همه بازیگر معروف و قدر هندی، در فیلمی مهم، پرهزینه و پرمخاطب عجیب نیست؟ 

آیا ایرانی بودن بازیگر رهبر تروریست ها برای سازندگان مهم بوده است؟!

ویکی پدیا تایگرزنده است


 7)همانطور که دیدیم ابوعثمان از ناحیه دست راست مجروح میشود. در معروف ترین رهبران مسلمان حال حاضر دنیا چه کسی دست راستش مجروح شده است؟

برای پیداکردن پاسخ ابهامات بالا نگاهی به تصاویر پایین بیندازید:



مجروحیت دست راست سیدعلی خامنه ای


سیدعلی خامنه ای


رهبرایران با لباس نظامی




سخن آخر:

 1)یادمان نرود، ماباید از رسانه وتکنولوژی سواری بگیریم نه برعکس!

داشتن تفکر انتقادی و واقع بینانه نسبت به رسانه های پرغل وغش امروز ها، تنها راه نجات از مغالطات ودروغ های زیبای آنان است.

 2)عجیب است، کشوری که حتی یک تیرهم به سمت داعش شلیک نکرده است به لطف سینمای قوی وکارگردانان موقعیت شناسی چون علی عباس ظفر،  برای خود اقتدار و اتحاد ملی خلق میکند. حتی بدون داشتن چنین قهرمان هایی در دنیای واقعی!

اما در کشوری مثل ایران که در راه مبارزه با داعش ودفاع از اسلام حقیقی، صدها تن از جوانان رشیدش به درجه شهادت نائل شده اند، کمتر سینماگری باشد که به چنین مسائلی بپردازد. 

اگر کسی هم بخواهد با چنین موضوعاتی فیلم بسازد، اورا امل و عقب مانده خطاب کرده و با مطرح کردن مسائلی چون سینمای حکومتی سر و ته قضیه را جمع میکنند.

آری اینچنین است سطح فکر برخی از سینماگران ایرانی. جای تعجب ندارد، در سینمایی که فیلم طراز آن فیلمی است که ایرانی جماعت را ملتی متجاوز، بدبخت، غیرقابل اطمینان وافسرده معرفی میکند، پرداختن به رشادت ودلاوری جوانانی که آوازه شجاعتشان به گوش جهانیان رسیده است، امل بازی به حساب بیاید!

عجیب نیست، غربزدگانی که نهایت آرزو و ملاکشان، جشنواره های سیاست زده ای چون اسکار است، هویت فرهنگی خودرا زیرپاگذاشته و مردم کشورشان را به چند موبلوند چشم آبی بفروشند.

 شاید این فیلم تلنگری باشد به سینمای برخواب رفته ما.  

هرچند کسی که خودش را بر خواب زده، به همین راحتی نمیشود بیدار کرد...


نویسنده: سیدصادق کاظمی


باتشکر از شما مخاطب عزیز به خاطر زمانی که برای خواندن این مقاله گذاشتید

  حتما نظرات وانتقادات خودرا در بخش نظرات باما درمیان بگذارید

نظرات شما عزیزان موجب دلگرمی تیم فراپرده میشود

 پیشاپیش از شما خوانندگان محترم به خاطر رعایت اخلاق نشرمحتوا و ذکر منبع سپاسگزاریم 

به کانال فراپرده در پیامرسان ایرانی سروش بپیوندید :

www.Sapp.ir/Faraparde


دیدگاه ها (۵)

  1. سلام خیلی خوب بووووود واقعا

    نقدی به این جامعی نخونده بودم تاحالا درباره یه فیلم هندی به اصطلاح که همه میگن " فیلم هندیه دیگه "
    عکس ها رو به نظرم یکم کم کیفیت تر بذارید ( البته اینکه همه رو آرم زده بودید نشون میده که واقعا زحمت کشیدید که خودش جای تشکر داره. ) کاش امثال شما زیاد بشن. بازم توروخدا فعالیت کنید. که جامعه ما نیازداره به امثال شماتحلیلگرای ایدئولوژیک

    یه نکته ای که وجود داشت این بود که خوبه نقاط مثبت فیلم رو هم بولد میکردید.
    ممنون ازتون

    • پاسخ:

      ممنون از لطف شما بزرگوار
      انشالله به یاری خدا این مسیر رو ادامه میدیم

      نکته وکلیشه مثبتی که فیلم داشت رو چندبار بهش اشاره کردیم. مبنی براین که فیلم سعی داشت حساب داعش رو از مذهب  جدا کنه

      باتشکر از همراهی شما
  2. واقعا واقعا عالی بود،تا حالا فکر نمیکردم ک یک فیلم هندی بتونه نقدی ب این مفصلی داشته باشه و بتونه این همه نکته ریز رو توی خودش جا بده،مخصوصا ک تقریبا میشه گفت زمان اکران فیلم و سفر نتانیاهو ب هند فاصله زیادی نداشته و قهرمان فیلم ینی سلمان خان با عدم استقبال از اسرائیلی ها جایگاه خودشو ب عنوان ی قهرمان حقیقی و ن مجازی،در بین مردم محکم تر کرد
    لطف کنید این نقدهای عالیتون رو ادامه بدید و نقد سایر فیلم ها رو هم داخل سایت بذارید
    از بابت سایت خوبتون و مطالب مفیدش بی نهایت سپاسگزارم.
    • پاسخ:

      ممنون از لطف شما بزرگوار

      انشالله تحلیل ها ونقد های بیشتری در سایت گذاشته میشه

      نظرات امیدوارکننده شما باعث بیشتر شدن انگیزه تیم فراپرده میشه
  3. سلام خدا قوت ممنون از اینکه به مردم اگاهی
    میدید من به داشتن هموطنانی چون شما افتخار میکنم  و متاسفم  برای هموطنانی که همه ی آمال و ارزویشان غرب هست با وجود اینکه میبینن تو کل دنیا غربیها برای هیچ انسانی ارزش قائل نیستن مگر اینکه ازش بیگاری بکشن ولی باز هم علاقه خاصی به غرب دارن
    • پاسخ:

      ممنون از توجه شما هموطن گرامی

      ماهم به داشتن هموطنان با محبتی مثل شما افتخار میکنیم

      بارها گفتم غرب مثل یک سطل زباله باروکش طلا میمونه، کسایی که از دور به این سطل نگاه میکنن فک میکنن خیلی ارزشمنده، اما وقتی به اون نزدیک میشن و از بالا به اون نگاه میکنن، میبینن که هیچ چیزی جز آشغال توی اون نیست!
      این ماهیت لیبرالیسمه

      باتشکراز شما مخاطب گرامی
  4. سلام علیکم
    از لطفتون ممنونم
    نقدتون جامع وکامل بود اما کاش نقد چند منتقدرو همزمان میشد خواند تا نکات بیشتری دستگیر مخاطب بشه؛ هم از رقابت بین منتقدین هم از نقد برخی نکات همدیگر.
    • پاسخ:

      سلام ممنون ازشما

      متاسفانه منتقد دیگه ای به این فیلم مهم واستراتژیک نپرداخته، تا نقد اون روهم بذاریم تو سایت

      باتشکر
  5. سلام اون قسمت که نکاتی رومطرح کردید که روی مخ راه میروند واقعا جالب بود.خیلی عجیب بود واقعا چرا کاترینا کایف یاعلی میگه ،چه هدف شومی رودنبال میکنن.کاش میشدازنویسنده ی فیلم نامه جواب این سوالا روگرفت.به هرحال دست مریزادوخداقوت.با تحلیلتون خیلی حال کردم.یاعلی
    • پاسخ:

      سلام خدمت شما برادرعزیز

      ممنون از لطف شما بزرگوار

      منتظر تحلیل های بعدی باشید


ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">