پنجشنبه, ۲۹ مهر ۱۴۰۰، ۰۳:۱۲ ق.ظ

وبسایت تخصصی سواد رسانه

فــــراپــــرده

برای دعوت اساتید با این شماره تماس بگیرید :
09021515836

فراپیشنهاد

  • نقد و بررسی کامل فیلم تایگر زنده است «Tiger zinda hai 2017»

    نقد و بررسی کامل فیلم تایگر زنده است «Tiger zinda hai 2017»

    وقتی سلمان خان سردار سلیمانی هند می شود!


    درآمدی بر سینمای هند همراه با نقداستراتژیک فیلم «تایگر زنده است»


    سلمان خان این بار در دل داعش...


    با تحلیل اختصاصی فراپرده از: 

    پرفروشترین فرنچایز تاریخ بالیوود

    جدیدترین و پرفروش ترین فیلم سلمان خان

    سیاسی ترین فیلم بالیوود در سال های اخیر

    برنده جایزه بهترین جلوه های ویژه در جشنواره 2018 Filmfare

    همراه ما باشید ...

فرابازدید

نويسندگان

همراهان ما

۱۰ مطلب با موضوع «مقالات :: سواد انیمیشن :: نقد انیمیشن» ثبت شده است

۰

پشت پرده انیمیشن ماجرا های تن تن

 سواد انیمیشن نقد انیمیشن

مشخصات انیمیشن :

کارگردان : استیون اسپیلبرگ

نویسنده : هرژه

تهیه کنندگان : استیون اسپیلبرگ – پتر جکسون – کاتلین کندی

شرکت های سازنده : پارامونت پیکچرز – کلمبیا پیکچرز – نکلدئون – آمبلین اینترتینمنت – کندی مارشال – وینگ نات فیلمز

زمان انتشار : ۲۳ اکتبر ۲۰۱۱

بودجه ی ساخت : ۱۰۰-۱۲۰ میلیون دلار

میزان فروش : ۳۷۳ میلیون دلار

کشورهای سازنده : انگلیس – ایالات متحده ی امریکا – نیوزیلند

زبان : انگلیسی

درباره کارگردان :

kargardan

استیون الان اسپیلبرگ ، کارگردان ، فیلمنامه نویس ، تهیه کننده و صاحب نفوذ حوزه ی بیزینس ، در سینسیناتی ایالت اوهایو در یک خانواده ی یهودی به دنیا آمد. در دوره ی کاری بیش از ۴۰ ساله ی اسپیلبرگ ، فیلم های او موضوعات و ژانرهای مختلف را پوشش می دهند.فیلم های ماجراجویی و علمی – تخیلی اخیر اسپیلبرگ به عنوان نمونه ی اصلی فیلم سازی بلاک باستر هالیوود مدرن خوانده می شوند. در سال های اخیر فیلم های او دربردارنده ی موضوعات مرتبط با مسائل انسانی نظیر هولوکاست ، تجارت برده ، جنگ و تروریسم است. او به عنوان یکی از معروف ترین و تاثیرگذارترین فیلمسازان تاریخ سینما شناخته می شود.

اسپیلبرگ یکی از پایه گذاران شرکت انیمیشن سازی دریم ورکز بوده است و اکنون به عنوان مشاور در کنار جفری کاتزنبرگ مدیر اجرایی دریم ورکز حضور دارد.

فیلم های استیون اسپیلبرگ تاکنون نامزد بیش از ۲۰۰ جایزه مطرح جهانی شده اند.

نشریه ی فوربز ثروت اسپیلبرگ را ۳٫۳ میلیارد دلار اعلام کرده است.

درباره نویسنده :

khaleghe tan tan

جورج پراسپر رمی (که با نام هرژه شناخته می شود) کارتونیست معروف بلژیکی است که بهترین ومهم ترین اثر او مجموعه کتابهای  کمیک  (۲۳ کتاب)ماجراجویی های تن تن است .

او در یک خانواده طبقه پایین دست در اتربیک بروکسل در سال ۱۹۲۹ متولد شد.

هرژه طراحی و نقاشی سری کمیک های ماجراجویی های تن تن را در سال ۱۹۲۹ برای لی پتیت وینگتایم (Le Petit Vingtième) ، بخش کودکان روزنامه ی لی وینگتایم سیکل (Le Vingtième Siècle) که مدیریت ان را نوربرتز والز (یکی از طرفداران دو اتشه ی کاتولیسیزم اجتماعی و جناح راست) برعهده داشت ، شروع کرد. در طول جنگ جهانی دوم ، تن تن در رزونامه حامی المان ها ، لی سویر (Le Soir) ظاهر شد. پس از جنگ ، داستان های تن تن در مجله ای با عنوان تن تن به چاپ رسید و تا زمان مرگ هرژه ادامه داشت. مجله ی تن تن به وسیله ی یکی از اعضای مقاومت به نام ریموند لبلانک ایجاد شد.

هرژه به عنوان یک هنرمند جوان ، تحت تاثیر مربیان خود ، به خصوص ابی والز قرار داشت . او هرژه را تشویق می کرد تا از تن تن به عنوان ابزار پروپاگاندای کاتولیک برای تاثیر بر کودکان بلژیک استفاده کند.

استیون اسپیلبرگ ، از سه داستان خرچنگ با چنگالهای طلایی ، راز تک شاخ و گنج راخام قرمز از مجموعه ماجراهای تن تن برای شکل دهی داستان فیلم خود بهره گرفته است. سه داستان استفاده شده در انیمیشن ، طی سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۳ توسط هرژه نگاشته شده اند. تلاقی زمان نگارش متن این داستانها با جنگ جهانی دوم همچنین اشغال بلژیک توسط آلمان ، داستان‌های هرژه را تحت تاثیر قرار داد.

لی پتیت وینگتایم که ماجراهای تن تن تا قبل از اشغال بلژیک را منتشر می کرد ، به وسیله ی نازی ها توقیف می شود.با این وجود هرژه می پذیرد که یک تن تن جدید برای لی سویر خلق کند .

ترکیب ایدئولوژی های لیبرالیزم و سوسیالیزم در تن تن مشهود است. شاید بتوان تاثیر تفکرات نازیسم را نیز در این اثر مشاهده کرد به خصوص سه داستانی که دست مایه ی کار اسپیلبرگ قرار گرفته اند ، در زمان حاکمیت نازی ها بر بلژیک انتشار یافته اند. حتی رسانه ای که در این دوره ی زمانی اثار هرژه را منتشر می کند وابسته به نازی ها بوده است. از این روی شاید اینگونه بتوان نتیجه گیری کرد که هرژه به خاطر جلوگیری از عدم انتشار اثارش تا حدودی از تفکرات نازیسم در آثار خود استفاده کرده است هر چند در انیمیشن ساخته ی اسپیلبرگ اثری از نازیسم به چشم نمی خورد و بخشی که مروج تفکر نژادپرستی است در حیطه ی ایدئولوژی لیبرالیزم قابل بررسی است.

 خلاصه داستان :

 تن تن، به همراه سگش در بازار قدیمی شهر بروکسل در حال گشت و گذار است که با ماکت کوچک کشتی قدیمی قرن هفدهمی به نام یونیکورن(اسب شاخدار) مواجه می شود. تن تن ماکت کشتی را خریداری می کند. این ماکت روگرفتی از کشتی متعلق به سرفرانسیس است. کشتی سرفرانسیس پس از حمله دزدان دریایی به سرکردگی مردی خبیث به نام راکام سرخپوش (با بازی دانیل کریگ) در دریا غرق شده و گنج گران قیمتی را با خود به قعر آبها می برد. تن تن پی می برد که سرفرانسیس، سه ماکت مشابه ساخته و نقشه گنج غرق شده را در آنها جا سازی کرده است تا به دست نوادگانش برسد. اما مردی به نام ساخارین از نوادگان «راکام سرخپوش» ظاهر شده و به دنبال آن یافتن نقشه هاست…

tan tan va keshti

 کاراکترها و بازیگران:

bazigaran

bazigaran

 مولفه های استراتژیک و فلسفی :

 

 

 

۱- ایندیویژوالیزم (individualism):

ایندویژوالیزم یا فردگرایی (تفرد)  یک وضعیت اخلاقی ، فلسفه ی سیاسی یا یک ایدئولوژی است که بر ارزش های مد نظر فرد تکیه دارد. فردگراها به دنبال تحقق  اهداف ، تمایلات  شخصی از منظر مادی گرایانه هستند به گونه ای که علائق فردی بر علائق و اهداف جمعی مقدم شمرده می شوند و اصالت جامعه و یا قدرت بالادستی مورد پذیرش انان قرار نمی گیرد.

در این ایدئولوژی اصالت با خواست فرد است و گرایش به سمت جامعه به انحا مختلف نفی می گردد. فرد به دوری از جامعه می اندیشد و خویشتن را مستقل می داند و از دریچه ی دید خود به قضاوت در مورد موضوعات مختلف  می پردازد. او به تنهایی  دست به تبیین روش زندگی برای خویش می زند . خواست جامعه اهمیت چندانی برای فردگراها ندارد . استقلال از جامعه تا جایی پیش می رود که فرد از تعاملات خود با همنوعان خویش می کاهد و با مرور زمان خود را در یک انزوای مبهم و پوچ مشاهده می کند.

لیبرالیزم ، اگزیستنسیالیزم و انارشیزم نمونه ای از جریانات فلسفی و ایدئولوژیک هستند که فرد را به عنوان واحد مرکزی در تحلیل های خود به کار می گیرند.

هسته ی اصلی لیبرالیسم مفهومی به نام لسه فر است. مفهوم لسه فر در جمله ی ” بگذار هر چه میخواهد انجام دهد ” خلاصه می شود. با پذیرش چنین دیدگاهی اصالت تشخیص صحت و سقم اعمال ، تفکرات ، تمایلات و خواست بشر است که در نهایت به نوعی اباحی گری در گفتار و کردار می انجامد. جایگاه مفهوم لسه فر به شکلی شفاف در ایندیوژوالیزم قابل طرح است. چرا که در تفرد عامل  تصمیم گیر و تصمیم ساز خود فرد است و قدرت بالادستی نمی تواند بر خواست او تحمیل اراده کند  یا چارچوب و معیارهای لازم را برای ادامه ی زندگی او مشخص نماید.

فردگرایی تنها در تعاملات اجتماعی خلاصه نمی شود بلکه با تحت تاثیر قرار دادن سبک زندگی بشر ، تغییر و تحولات ملموسی در معماری ، پوشش ، اقتصاد ، فرهنگ و هنر ، سیاست و حتی امور نظامی به وجود خواهد آورد.

با نگاهی کوتاه به سبک معماری اکثر کشورهای جهان ، نفوذ پر قدرت این تفکر به وضوح خود نمایی می کند. حتی در ایران سبک معماری فرد گرا به شکلی روز افزون در حال گسترش است و متاسفانه عزمی جدی برای زدودن ان وجود ندارد.

تن تن نوجوانی ۱۷ ساله ، خبرنگار روزنامه ای در بلژیک است. هیچ اثری از خانواده ی او در انیمیشن مشاهده نمی شود. او در یک اپارتمان مجردی به همراه سگش ، اسنوی زندگی می کند و همواره در پرونده های حساس و مهم در لباس یک شرلوک هولمز ظاهر شده و به پلیس اینتر پل یاری می رساند.

individualism

او به همراه سگش دست به ماجراجویی های حیرت انگیزی می زند و مخاطب را به همراهی با خود دعوت می کند. تن تن در سطحی بالاتر از بزرگسالان ، با هوش و ذکاوت و نکته سنجی ، قهرمانی خویش را به رخ همه می کشاند.

تن تن به عنوان یک نوجوان شخصیتی فردگرا دارد که حتی در خانه ی مجردی زندگی می کند و اصلا سخنی از والدینیش به میان نمی آورد.

قهرمان نوجوان فیلم ، تور فرد گرایی خویش را به شکل گسترده پهن می کند تا به واسطه ی ان  به صید باورهای کودکان و نوجوانان بی گناه بپردازد و با نگاهی متفرعنانه خطرات سفرهای پر هیجان را بدون طلب کمک از خداوند متعال پشت سر گذارد .

پیامی که در پی مشاهده ی عملکرد تن تن به مخاطب کودک و نوجوان تلقین می شود ، اصالت فرد و استقلال محض آنها از خانواده است.

فردگرایی محض تا جایی پیشتازی می کند که حتی خانواده در زندگی نوجوان ماجراجویی چون تن تن جایگاهی ندارد. شاید وجود خانواده نوعی عامل محدود کننده و بازدارنده از نظر نویسنده به حساب آمده ! که دست به خلق کاراکتر پروتاگونیست متفرد زده است.

قهرمان نوجوان انیمیشن که باید الگوی کودکان و نوجوانان باشد بی خانواده رها شده است ، ساخارین و هادوک دو قهرمان انتاگونیست و پروتاگونیست فاقد علقه های خانوادگی هستند انها تنها به داستان اجداد پدری گذشته ی خود اشاره و افتخار می کنند و حرفی از خانواده خود ، همسران و فرزندانشان نمی زنند. هدف اصلی انان تحقق اهداف اجدادشان و کسب گنج است. دیدگاه مادی گرایانه انها تا جایی پیش می رود که ارزش معنوی خانواده هیچ انگاشته می شود .

در کلام نبی مکرم اسلام امده است که ” دست خدا بر سر جماعت است؛ هرگاه فردى از جماعت جدا شود شیطان او را مى رباید، همچنان که گرگ گوسفند جدا مانده از گله را. “

باید توجه داشت جماعتی که در دین تعریف می شود با جامعه ی مد نظر انسان غربی کاملا متفاوت است. جماعت ذیل پرچم دین ، از امام خود پیروی می کنند و گام به گام (شیعه وار) به دنبال او حرکت می کنند. انان قوانین الهی را ملاک و معیار قرار می دهند و در قبله ای واحد به سمت معبودی واحد به نماز می ایستند. در قاموسشان ایثار و از خودگذشتکی جایگاه والایی دارد و برای رسیدن به اهداف والای الهی گام برمی دارند . انان برای نیل  به متاع دنیوی هیچ گاه  حقوق خدا و مردم را تضعیع نمی کنند.

فرد نیز در اسلام جایگاه والایی دارد اما به تبع تکلیف حقوقی اش باید به حقوق سایر برادران و خواهران دینی خود احترام بگذارد. در فردگرایی غربی ، فرد همه چیز را فدای خواست و تمایلات خود می کند و حقی برای سایرین قائل نیست و این موضوع تا جایی پیش می رود که خودکامگی و خودخواهی محض به بار می آورد .

در عصر حاضر کودکان و نوجوانان مسلم  باید در مقابل حجم گسترده ای از تیرهای الوده به سم فردگرایی واکسینه شوند و این امر محقق نخواهد شد مگر اینکه به مبانی صریح و انسان ساز اسلام ناب محمدی رجوع شود.

۲- نظام دو قطبی :

جهان غرب در طول تاریخ همواره جبهه ای برای خود تعریف و دشمنان خود را در جبهه ی مقابل قرار می دهد. با مراجعه به تاریخ تمدن غرب ، تقریبا کهن ترین نظام دو قطبی که در جهان تعریف شد ، نظام دو قطبی شرق و غرب است.

نظام دو قطبی به دو دسته تقسیم می شود :

۱- نظام دو قطبی بین تمدنی

۲- نظام دو قطبی درون تمدنی

از زمان تشکیل اولین و بزرگترین امپراطوری جهان ، همواره بین جهان غرب و شرق نزاع سختی وجود داشته است. در دوران باستان ، یونان به عنوان نماینده ی تمدن غرب در مقابل ایران به عنوان نماینده ی شرق توصیف می شود. پس از افول جایگاه یونان ، روم جای آن را گرفته و به مقابله با ایران می پردازد. با گذر از دوران امپراطوری روم ، قدرت به فرانسه در دوران شارلمانی منتقل می شود. البته فرانسه نیز نمی تواند قدرت جهان غرب را تثبیت کند و به اجبار قدرتش را در اختیار امپراطوری بریتانیا می دهد. انتقال قدرت بار دیگر ادامه می یابد و در عصر حاضر ایالات متحده ی امریکا به عنوان برترین قدرت غرب در مقابل جهان شرق قرار دارد.

naghshe jahan

اما دوقطبی گرایی غربی ها تنها محدود و محصور به نزاع دو تمدن شرق و غرب نمی شود و این نگاه درون تمدن غرب به شکلی متفاوت تکرار می شود. از این میان می توان به تقسیم امپراطوری روم به شرق و غرب ، تقسیم بندی المان به شرقی و غربی و همچنین نزاع شوروی و امریکا  اشاره کرد.

با مروری گذرا به تاریخ نظام دوقطبی مشخص شد ، این مقوله قدمتی بیش از ۲۵۰۰ سال دارد.

در عصر حاضر بروز و ظهور این دو قطبی دیرینه در سیاست بیش از سایر ساحت های قدرت قابل مشاهده است. به خصوص در ایالات متحده ی امریکا دوحزبی گرایی سیاسی بشدت دامن زده می شود.

khar va fil

البته دو قطبی گرایی در عرصه ی سیاست باقی نمی ماند و در حوزه ی ورزش نیز نفوذ می کند. امروزه ورزشکاران از دو تیم مخالف در مقابل یکدیگر قرار گرفته و به مقابله تن به تن و گروه به گروه  با هم می پردازند.

بین دو شخصیت اصلی انیمیشن هادوک و ساخارین ، نزاعی دیرینه  وجود دارد. این نزاع داستان را شکل می دهد و ماجراها در بستر نظام دو قطبی شکل گرفته و بسط داده می شوند. تن تن به عنوان قهرمان نوجوان ، با ورود به زمین دو قطبی ، طرف هادوک را گرفته و به نوعی با پذیرش این قاعده ، خود را در مقابل ساخارین می بیند. او تمام تلاش خود را برای کمک به هادوک به عنوان یک طرف ماجرا می کند و در  نهایت با کمک قهرمان ! شراب خوار داستان ، می تواند بر ساخارین فائق آید.

با بررسی ویژگی های هادوک و ساخارین ، می توان به وجود نظام دو قطبی در داستان  پی برد.

زمین دو قطبی اغلب با رنگ های ابی و قرمز تعریف می شوند. در دوران نزاع و مقابله ی سرد بلوک شرق و غرب ، رنگ منتسب به بلوک غرب آبی و رنگ منتسب به بلوک شرق قرمز بود. در عرصه ی سیاست دو حزب دموکرات و جمهوری خواه ایالات متحده ی امریکا به رنگ های ابی و قرمز تفکیک می شوند. بنابراین تمایز رنگ ها در تفکیک حزب گرایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

رنگ پیراهن هادوک از ابتدای داستان تا انتها بجز مواردی خیلی جزیی همواره ابی است.

رنگ کت و شلوار ساخارین نیز بجز مواقعی گذرا و کوتاه همواره قرمز است.

hadook

از نظر ویژگی های شخصیتی هادوک فردی دائم الخمر و اباحی گر است که پایبندی چندانی به اصول اخلاقی ندارد. زمانی که در خلسه فرو می رود خاطرات اجداد و گذشتگان خود را به یاد می آورد. با توجه به دیرینه ای که از وی در سلسله داستان های تن تن بیان شده  جد او یکی از تجار مطرح دربار پادشاه انگلیس ، چازلز دوم در قرن ۱۷ میلادی است و این موضوع وابستگی هادوک به دربار انگلیس را نشان می دهد. انارشیسم و بی نظمی در گفتار و رفتار او کاملا مشهود است . البته هادوک با قهرمان نوجوان فیلم رابطه ی بسیار خوبی دارد و او را دوست خود می داند.

tan tan va hadook

در سوی دیگر میدان نزاع ، ساخارین فردی است که هیچ گاه لب به شراب نمی زند. او همواره کت و شلوار به تن دارد و دارای پوششی  مرتب ، منظم و شیک است. بر خلاف هادوک ، که اهمیت چندانی برای لباس رسمی قائل نیست ، ساخارین خود را ملتزم به رعایت این اصول می داند.مشی او بر خلاف انارشیسم و بی نظمی است و سعی می کند در کارها نظم را رعایت کند. البته وی دارای شخصیتی خشن است که برای رسیدن به اهدافش جان انسانها را به راحتی می گیرد! او رفتار خشنی با تن تن دارد حتی خطاب به زیردستانش دستور قتل او را صادر می کند. اسم ساخارین نیز ، ریشه ی روسی دارد. همچنین جد ساخارین راخام سرخ است که در جایی از داستان ، جد هادوک از او با عنوان شیطان سرخ یاد می کند.

هادوک دارای ویژگی های یک فرد لیبرال و ساخارین در نقطه ی مقابل ، یک سوسیالیست یا کومونیست است . نزاع این دو با هم تداعی کننده ی نزاع بین قدرت های غرب و شرق یعنی ایالات متحده ی امریکا و شوروی در قرن بیستم میلادی است.

۳- لیبرالیسم و نفی کومونیسم (liberalism – anti comunism) :

هرژه نویسنده ی مجموعه داستانهای ماجراجویی های تن تن ، در این بخش از داستان ، تلاش کرده است تا برتری لیبرالیسم بر کمونیسم را به رخ مخاطبان بکشد. شواهد تاریخی که از این نویسنده و کارتونیست معروف برجای مانده ، وابستگی و علاقه ی او به احزاب راست گرا را به اثبات می رساند.

با نگاهی گذرا به مجموعه اثار تن تن ، وجود نوعی نفرت و مقابله با کومونیسم در انها کاملا مشهود است.در اولین ماجراجویی در شوروی ، تن تن علیه کومونیسم به مبارزه می پردازد.او بولشویک ها را خطری برای کشورهای دموکرات قلمداد می کند و با این کار الم جنگ را علیه نظام کومونیستی شوروی بلند می کند. با توجه به مطالبی نیز که در مبحث نظام دو قطبی مطرح شد ، هادوک نماد بشر لیبرال و ساخارین نماد بشر کومونیسم هستند.

درگیری و نزاع دیرینه ای بین اجداد هادوک و ساخارین وجود داشته است که حتی با گذشت زمان نوادگان انان به واسطه ی کینه ی ایدئولوژیکی که نسبت به هم دارند ، دست از دشمنی با یکدیگر بر نمی دارند. در داستانی که هادوک از اجداد خویش برای تن تن تعریف می کند عبارت هایی نظیر شیطان سرخ و پرچم قرمز را به خاندان ساخارین نسبت می دهد. هادوک در حالی از رنگ قرمز سخن می راند که رنگ پرچم کمونیسم قرمز است. وی همچنین از نزاع بین اجداد او با شیطان سرخ می گوید که این امر نزاع بین لیبرالیزم با کمونیسم را تداعی می کند.

پس از وقوع اتفاقات متعدد و نبرد برای کشف رمز مکان گنج ها ، هادوک با کمک تن تن موفق می شود ساخارین و همراهان وی را شکست دهد.

در پایان پس از مبارزه ی چرثقیلی ، و اندکی شمشیر بازی ! ساخارین از حریفان خود شکست می خورد و از کشتی به دریا افکنده می شود.

در واقع پیروزی هادوک بر ساخارین محدود به کسب گنج نمی شود بلکه می توان برداشتی ایدئولوژیک از این اتفاق داشت. شکست ساخارین و اجداد او توسط خاندان هادوک تداعی کننده شکست کومونیسم از لیبرالیزم است.

در مبحث ایندیویژوالیزم مطرح شد که تن تن دارای ویژگی های فردگرایی است. او با تمام توانش به هادوک در زمینه ی دست یافتن به گنج یاری می رساند که این نشان دهنده ی تفاهم ایدئولوژیک بین هادوک و تن تن است. ایندیویژوالیزم ره آورد لیبرالیسم است بنابراین می توان این گونه نتیجه گرفت که هادوک و تن تن هر دو ، لیبرال هستند.

بازخوانی نبرد لیبرالیزم و کمونیسم و شکست کمونیسم در حالی در انیمیشن تن تن رقم می خورد که امروز ، ایدئولوژی لیبرالیزم با تمام ساحت ها و شقوقش در حال افول است. جوامع لیبرال از نظر اقتصادی ، اجتماعی و حتی سیاسی و نظامی با مشکلات عدیده ای روبرو هستند که بیان انها از حوصله ی بحث خارج است.

لذا لیبرالیزم دیگر یکه تاز میدان ایدئولوژی در جهان نیست و دیری نخواهد پایید که مانند کمونیسم به زباله دانی تاریخ می پیوندد.

۴- رئالیزم (realism) :

نفوذ رئالیزم را می توان در هنر، تئاتر ، روابط بین الملل ، ادبیات ، علم ، اخلاق و فلسفه مشاهده کرد.

رئالیزم مطرح در انیمیشن ، رئالیزمی علمی ، مستقیم و اخلاقی است.

رئالیزم اخلاقی ، که ذیل کاگنیتویسم فرااخلاقی مطرح می شود ، به طور خلاصه ادعا می کند :

۱- جملات اخلاقی گزاره ها را بیان می کنند.

۲- برخی از گزاره ها صحت دارند.

۳- تشخیص صحت گزاره ها  مبتنی بر ویژگی های عینی جهان و مستقل از باورهای ذهنی می باشد.

با توجه به ادعای مطرح در رئالیزم اخلاقی ، تشخیص صحت و سقم گزاره های اخلاقی بر ویژگی های عینی جهان صورت می گیرد. این دیدگاه در تعارض با ذهن گرایی مد نظر خردگرایان است.

اصالت در اخلاق مداری در این تفکر عین گرایی است.

بر خلاف ادعای رسیونالیست ها که اصالت را به ذهن و محتوای ان می دهند ، رئالیست ها اصالت را به عین و ویژگی های عینی جهان که با حس گرایی و تجربه قابل اثبات است ، می دهند.

در رئالیزم مستقیم ، که ریشه در تئوری ادراک دارد ادعا می شود حس ها ، اگاهی مستقیم از جهان خارج را برای انسان فراهم می آورند. این دیدگاه در تعارض با ایده الیسمی که در آن اصالت با ایده های وابسته به ذهن و برخی فرم های شک گرایی است ، قرار دارد.

چشم انداز رئالیستی همان چیزی است که انسان از اشیا همان گونه که هستند دریافت می کند. اشیا از ماده هستند ، فضایی را اشغال می کنند و دارای ویژگی هایی نظیر اندازه ، شکل ، بافت ، بو ، طعم و رنگ هستند که معمولا به درستی قابل ادراک هستند.

از منظر رئالیزم مستقیم اصالت با ماده و حس است.

Naive_realism

در داستان تن تن ، فردی رئالیست است. او در کلامی که با هادوک منعقد می کند به این ویژگی خود با صراحت تمام اعتراف می کند.

وقتی تن تن از دست یافتن به گنج ها نا امید می شود ، هادوک به وی می گوید : فکر می کردم تو ادم خوشبینی هستی . تن تن در جواب می گوید : من واقع بین (رئالیست) هستم.

اما رئالیست بودن تن تن تنها در این دیالوگ و در یک جمله ی کوتاه خلاصه نمی شود بلکه شیوه ی رفتاری وی اثبات کننده این موضوع است.

تن تن در کنار پیشه ی  خبرنگاری ، فردی بسیار کنجکاو و با ذکاوت است. او در صحنه های مختلف همچون قتل حضور دارد و مانند شرلوک هلمز یا هرکول پوارو به جمع اوری شواهد می پردازد. رئالیزم در وجود او نهادینه شده است به گونه ای که برای کشف واقعیت ها از گزاره های عینی زیادی کمک می گیرد. تن تن بر اساس شواهد عینی و مادی تصمیم گیری و اهداف خود را دنبال می کند و اعتقادی به ذهن گرایی و تخیل پردازی محض ندارد.

دیدگاه فرااخلاقی و اخلاقی که رئالیزم مطرح می کند دارای مشکلات عدیده ای است. یکی از مشکلات مهم اخلاق رئالیستی ، تفکیک جهان به دو پارادائم ذهن و عین است. فهم و ادراک غیب با لوازمی که رئالیست ها مبنای عمل خود قرار می دهند غیر ممکن است.از این منظر نمی توان جایگاهی برای خدا در این تفکر قائل بود. عین گرایی رئالیستی به هیچ وجه به خداگرایی منتهی نخواهد شد بلکه به نوعی دیدگاه ماتریالیستی می انجامد. لذا اخلاقی که از این تفکر ناشی می شود در چارچوب و پارادایم اسلام قابل تعریف نیست بلکه جایگاه ان در پارادائم امانیسم است.

اخلاق در دین اسلام ذیل مفاهیم ، احکام و باورهای دینی تعریف می شود به همین خاطر در اخلاق اسلامی جایگاه حرام و حلال الهی و حق و باطل کاملا شفاف و مشخص است بر خلاف اخلاق رئالیستی که ملاک و معیار سنجش عینیت گرایی است.

رئالیزم مستقیم نیز که نزدیکی زیادی با رئالسیم علمی دارد به مثابه اخلاق رئالیستی اصالت را به عین می دهد با این تفاوت که دیگر مسائل اخلاقی طرح نمی شوند بلکه ساحت علمی رئالیزم در این عرصه خودنمایی می کند. همان گونه که امروز بازرسان پلیس در فیلم های هالیوودی از اصالت علمی بهره می گیرند ، تن تن نیز مبتنی بر شرایط موجود به نوعی پایبند به رئالیزم علمی و مستقیم است.

۵- الکلیزم (Alcoholism) :

الکلیزم یا می بارگی به معنی گرایش به  استفاده ی بیش از حد و غیر قابل کنترل مشروبات الکی است. می بارگی عوارض بسیار شدیدی بر تمام ارگان های بدن دارد.

از جمله عوارض استفاده بیش از حد مشروبات الکلی می توان به لکنت زبان ،  خواب آلودگی ، استفراغ ، اسهال ، مشکلات تنفسی ، انحراف دید و شنوایی ، تصمیمات غیر منطقی ، کاهش ادراک و هماهنگی ، عدم هوشیاری ، کم خونی به علت از دست رفتن گلبول های قرمز و اغما اشاره کرد.

استفاده طولانی مدت از الکل سبب بروز سیروز کبدی ، پانکراتیت ، صرع ، پلی نوروپاتی ، بیماری های قلبی ، کمبودهای تغذیه ای ، اختلالات جنسی و در نهایت منجر به مرگ خواهد شد.

در اموزه های دین مبین اسلام مصرف مشروبات الکلی حرام است تا جایی که در قران کریم می خواری عمل شیطان شمرده می شود.

در سوره ی مبارکه ی مائده ایه ۹۰ آمده است :

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! شراب و قمار و بت‌ها و ازلام [نوعى بخت‏ آزمایى‏]، پلید و از عمل شیطان است، از آنها دورى کنید تا رستگار شوید.

اما با کمال تعجب یکی از قهرمان های مثبت ! فیلم فردی می خوار و دائم الخمر است. بطری های مشروب مدام در دستان هادوک خودنمایی می کنند. اگر لحظه ای این دلبر دیرینه ! از او دور گردد هوش و حواس خود را از دست می دهد و استفاده از مشروبات الکلی برخلاف عوارضی ناشی از مصرف الکل ، هوشیاری او را در پی دارد. زمانی که هادوک شراب مصرف می کند به شکل حیرت انگیزی با فرو رفتن به خلسه ای شیطانی ، به غواصی در اعماق تاریخ می پردازد و حقایق نادیدنی را کشف می کند!

alcoholism

تن تن او را از خوردن شراب منع می کند ، اما همین ماده ی سحر امیز نجس ! است که به داد انها رسیده و نقش یاری رسان را بازی می کند.

هادوک در زمان خماری ، تمام اطلاعات گذشته و تاریخ اجدادش را فراموش می کند اما زمانی که پای مشروب به میان می آید تاریخ همچون صحنه های فیلم سینمایی از مقابل دیدگان او عبور می کند.

مصرف مشروبات الکلی نه تنها با قوت نفی نمی شود بلکه کاراکتر پروتاگونیست را در رسیدن به گنج دیرینه ، یاری می رساند و نقش مثبتی در این مسیر ایفا می کند.

۶- نژاد پرستی (racism) :

نژاد پرستی یکی از ویژگی های ذاتی تمدن غرب است.

با تورق صفحات تاریخ  می توان به نمونه های بسیار زیادی از خباثت های غرب در حوزه تحمیق و استعمار ملل و سایر تمدن ها دست یافت.

پیدایش ایالات متحده ی امریکا که عصاره ی تمدن غرب به حساب می آید ، با قتل عام سرخپوستان بومی امریکا و به بردگی کشیدن سیاه پوستان افریقا همراه بوده است.

غربی ها حتی دست از قتل و غارت بر نداشتند و به سلاخی بومیان تاسمانی روی آوردند.

تا دهه های اخیر در ایالات متحده ی امریکا به عنوان کشور برتر جهان غرب ، بردگان حق رای نداشتند.حتی در سال های اخیر سیاه پوستان به جرم های واهی در زندان های امریکا با اوضاعی اسفناک روبرو هستند . جرج فلوید هم یک سیاه پوست بوده که به طرز اسفناکی کشته شده و مردم امریکا را برانگیخته.

George Florida

در این میان دستگاه پر قدرت دروغ پردازی غربی ها با همتی مضاعف تلاش می کند بر پیشینه پر از جنایت و شیطان صفتی خود سرپوش گذاشته و درعکس العملی کاذب با فرار رو به جلو مسلمانان و تمدن های مخالف غرب را متهم به توحش کرده و خود را تمدن برتر معرفی می کنند.

پرداختن به نژادپرستی در مجموعه داستانهای تن تن نیز ظهور و بروزی جدی دارد.

در سفر پر از افت و خیزی  که تن تن و هادوک به یک جزیره ی افریقایی- عربی دارند ، رفتار انها به اعراب و مسلمانان از بالا و به شکل ارباب رعیتی است. در این حین اهانت هایی به اعراب و مسلمانان روا داشته می شوند که به راحتی نمی توان از آنها گذشت.

عمر بن سلاد که یک تاجر عرب است از بلبل میلان (زن اپراخوان ) برای اجرای موسیقی در قصرش دعوت به عمل می آورد. به هنگام حضور بلبل میلان در قصر ، دستیار عمر بن سلاد دست خود را برای خوشامدگویی به سمت زن خواننده دراز می کند اما مورد استقبال قرار نگرفته و رد می شود.

بلبل میلان با نخوت و لحنی تمسخر امیز خطاب به بن سلاد و دستیارانش می گوید :

” این اولین سفر من به جهان سوم است.”

او برتری قومی و ملیتی خود را با غرور تمام به رخ اعراب می کشد.

بن سلاد خود نیز به بهانه ی خوشامدگویی به بلبل میلان خم شده و بر دست این زن آوازه خوان با حقارت تمام بوسه می زند.

-racism-bolbole-milan-va-bensalad

زمانی که ساخارین و گروهش از قصر بن سلاد خارج می شوند ، تن تن و هادوک به تعقیب آنها می پردازند در حین تعقیب و گریز تانکی در شهر نیز به دنبال انها می آید اما موفق نمی شود انها را از تعقیب ساخارین بازدارد.پس از اینکه هادوک و اسنوی در دام ساخارین گرفتار و با اب انداخته می شوند راننده ی تانک که یک عرب است با حماقت خود منجر به سقوط تانک در دریا می شود.

این صحنه ای دیگر است که اعراب مورد تمسخر و تحقیر قرار می گیرند.

هنگامی که تن تن در بازار جزیره افریقایی در حال گشت و گذار است ، چهره ای که از اعراب به نمایش در می اید بسیار نازل و سخیف است. مرد عربی از سطل آب می نوشد ، فروشندگان و گذرکنندگان با تعجب به تن تن و هادوک نگاه می کنند.

خیابانها و کوچه های جزیره ی افریقایی بسیار در هم ریخته و نامنظم نشان داده می شود در حالی که وطن تن تن بسیار مدرن ، پیشرفته و شیک به نمایش در می آید. مردم عرب در تعب و سختی های زیادی زندگی می کنند اما مردم در شهر بروکسل اسودگی خاطر و ارامش دارند.

وسائل نقلیه در بلژیک اتومبیل ها هستند در حالی که در جزیره ی افریقایی چهارپایانی مانند شتر به عنوان وسیله ی نقلیه مورد استفاده قرار می گیرند.

ساختمانهای موجود در بروکسل مجلل و لوکس هستند و در انها انواع وسائل برای راحتی انسانها تعبیه شده است در حالی که مردمان عرب در خانه ی خود روی زمین خالی از فرش یا موکت می نشینند.

-racism-arab-and-belgium

تا حدودی سعی شده است پوشش های عربی و اسلامی بد و زشت و در مقابل پوشش های غربی زیبا و شیک  جلوه داده شود.

تن تن با ماجراجویی های خویش ، سبب می شود برخی از ساختمان های  موجود در باگار تخریب شوند و با این کار اندک نظمی که بر انجا حاکم است را بر هم می زند. تن تن با وجود حجم تخریب بالا که به همراه هادوک به بار آورده است در سکانسی گذرا تنها به یک عذر خواهی زبانی اکتفا می کند و به خرابکاری خود ادامه می دهد. او برای به دست آوردن راز اسب شاخدار ، بدون اجازه به خانه های اعراب تجاوز می کند و در این زمینه  به هیچ اصولی پایبند نیست.

نکته قابل تاملی که نمی توان از آن عبور کرد این است که تن تن و ساخارین بابت خرابی هایی که به بار آوردند هیچ جریمه و خسارتی به طرف اسیب دیده پرداخت نمی کنند که البته این ویژگی جزئی از خصلت های پلید و شیطانی جهان غرب به شمار می آید. انها (جهان غرب) همواره در طول تاریخ برای تحقق اهداف نامشروع خود دست به تخریب و نابودی اموال و دارایی‌های کشورها و دولت ها زده اند اما به جای پرداخت غرامت به استعمار و تسخیر قدرت در کشورهای ضعیف تر روی آوردند.

با توجه و تامل در موارد مطرح شده ، در انیمیشن ماجراجویی های تن تن ،  نژاد پرستی به شکلی ملموس و مشهود تبلیغ و ترویج می شود. در این انیمیشن اعراب نژاد ضعیف و حقیر شمرده می شوند در حالی که چهره ی مناسب و فراتر از اعراب ، به بشر غربی نسبت داده می شود.

نژاد پرستی به شدت در تعارض با نص صریح قران و اموزه های دین مبین اسلام است در حالی که تمدن غرب همواره خود را نژاد برتر از سایر تمدن ها معرفی کرده است.

قرآن کریم، هرگونه تفکر نژادپرستانه را محکوم نموده است و همه انسان ها را فرزند یک پدر و مادر و قهراً فاقد برتری نژادی، قومی و مذهبی می داند.

در سوره ی مبارکه ی حجرات آیه ی ۱۳ آمده است :

یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ

ترجمه : اى مردم، بى‏تردید ما همه (افراد نوع) شما را از یک مرد و زن (آدم و حوّا) آفریدیم، و یا هر فرد شما را از یک پدر و مادر خلق کردیم، و شما را قبیله‏ هاى بزرگ و کوچک قرار دادیم تا همدیگر را بشناسید (پس در میان شما برترى نژادى نیست بلکه) مسلّما گرامى‏ترین شما در نزد خدا پرهیزکارترین شماست همانا خداوند بسیار دانا و آگاه است.

تفاوت در رنگ، نژاد و ملیت، مایه فضیلت کسی بر دیگری نیست. از نظر قرآن، اختلاف زبان ها و رنگ ها از آیات و نشانه های الهی و وسیله ای برای شناخت افراد و اشخاص از یکدیگر است؛ اگر همه انسان ها یک شکل، یک رنگ و دارای قد و قواره یکسان باشند، زندگی دچار مشکل و هرج و مرج می گردد.

از نظر قرآن کریم، انسان ها نسبت به یکدیگر فضیلتی جز به تقوا ندارند و مجموعه انسان ها، “خانواده بشری” و “امت واحد” را تشکیل می دهند. خداوند متعال در سوره ی مبارکه بقره ایه ۲۱۳ می فرماید :

کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ یَهْدِی مَن یَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ

ترجمه : همه مردم (پیش از بعثت پیامبران صاحب شریعت) یک گروه بودند (که بدون شریعت آسمانى طبق اقتضاى عقولشان زندگى مى‏کردند، اما کم کم در امور دنیوى خود به اختلاف افتادند) پس خداوند پیامبران را (با دین و شرایع آسمانى) مژده رسان و بیم دهنده برانگیخت و همراه آنها کتاب ( آسمانى) را به حق (و هدفى والا و عقلانى) فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى کند. (سپس در خود کتاب اختلاف پیدا شد که گروهى اصل آن یا معارفى از آن را نپذیرفتند) و اختلاف در آن را پدید نیاوردند مگر کسانى که کتاب به آنها داده شد آن هم پس از آنکه دلایل روشنى (در این باره) براى آنها آمد، از روى حسد و برترى‏طلبى در میان خودشان. پس خداوند کسانى را که ایمان آوردند، به توفیق خود، به حقى که در آن اختلاف داشتند راهنمایى نمود و خداوند هر که را بخواهد به راهى راست هدایت مى‏کند.

۷- جنسیت گرایی (sexism):

تعصب بیش از حد به یک جنس خاص منجر به بروز چنین تفکری در جوامع مختلف می شود. تبعیض جنسیتی ریشه در آداب و رسوم ، قوانین ، باورها و تفکرات غلط دارد. در جنیست گرایی نوعی برتری جنسیتی مردان بر زنان یا زنان بر مردان مطرح و رواج داده می شود. جنبش های متنوعی در اعصار مختلف بر این مبنا شکل گرفته اند که هر کدام در پی زدودن برتری جنس برتر و اعلام خود به عنوان جنس برتر بوده اند.

حرکت جنبش فمینیسم که در قرن ۱۹ شکل گرفت و در قرن های بعد بسط و گسترش یافت در دامنه ی این مقوله قابل بررسی است.

یکی از اهداف اصلی فمینیسم زدودن برتری مردان و برتری بخشیدن به جایگاه زنان نسبت به مردان است. چشم اندازی که فمینیسم برای آینده ترسیم می کند حاکمیت زنان بر جهان است. امروزه شیوع بیش از پیش و افراطی حضور زنان در مناصب مهم حکومتی در اقصا نقاط جهان گویای این موضوع است.

البته در مقابل جریان پر سر و صدای فمینیسم ، جریان فالونیسم شکل گرفت که خواستار برتری مردان بر زنان است.

زد و خورد و تقابل جریان های این چنین ناشی از وجود تفکر جنسیت گرایی در جهان به خصوص غرب است.

با غوصی در اعماق دریای پر از تلاطم تاریخ ، این امر مسجل می شود که مساله جنسیت گرایی در ذات تفکر و فلسفه ی غرب نهادینه شده و توسط فلاسفه و متفکران مطرح غرب بارها به این موضوع پرداخته شده است. در فلسفه ی ارسطو ، زنان و بندگان محکوم به اسارت هستند و هرگز حق شرکت در کارهای عمومی را ندارند. سقراط نیز زن را منشا انحطاط بشریت می داند .توماس آکویی ناس (یکی از رهبران پر آوازه ی مسیحی است که معروف به آکویی ناس قدیس است) می گوید : زن بر اساس مقصود اولیه طبیعت که کمال جویی است خلق نشده است بلکه بر اساس مقصود ثانویه طبیعت که زشتی  و فرتوتی است خلق شده است .

لذا چمبره و سیطره تفکر جنسیت گرایی در میان بزرگان فلسفه و کلام غرب با تامل و توجه در گفته های آنان کاملا اشکار است و ریشه جنسیت گرایی در داستان‌های تن تن را می توان در چنین پیشینه ی فکری جستجو کرد.

هرژه نویسنده مجموعه ماجراجویی های تن تن ، به دلیل عدم توجه به شخصیت زن به ترویج تبعیض جنیستی در اثارش متهم شده است.تنها کاراکتر زن مهم در اثار او ، بیانکا کاستافیوره (بلبل میلان) است که به نوعی احمق و بی توجه به واکنش های منفی طرفدارانش تصویر می شود.

در انیمیشن تن تن محصول سال ۲۰۱۱ نیز زنان تقریبا تاثیر چندانی در تغییر و تحولاتی که به وقوع می پیوندد ، ندارند. کاراکتر زن مهم انیمیشن یعنی بلبل میلان تنها به عنوان یک خواننده ی ژانر اپرا نمایش داده می شود  که صدای او گوش حاضران را به شدت می‌آزارد تا جایی که افزایش بیش از حد فرکانس صوتش موجب شکسته شدن شیشه ها و عینک های محدوده ی اجرای او می‌گردد.

در انیمیشن تن تن برتری مردان بر زنان به وضوح  نمایش داده می شود. نقش بسیار محدود زنان از یک سو و نمایش سخیف جایگاه آنان از سوی دیگر این موضوع را به اثبات می رساند. نقشی برای مادران و همسران در پویانمایی تعریف نشده است. در هیچ جای فیلم تن تن از پدر و مادرش حرفی به میان نمی آورد و خبری از همسران هادوک و ساخارین در داستان نیست . این موضوع روشن نمی شود که  ایا هادوک ، ساخارین و تن تن به شکلی مشروع متولد شده اند یه نه . اصالت رحم در زاد و ولد مشروع با پذیرش چنین دیدگاهی زیر سوال خواهد رفت چرا که در انیمیشن کلامی در مورد مادران و همسران منعقد نمی شود.

۸- مرکانتیلیسم (mercantilism):

خط تعلیق اصلی انیمشن تن تن حول محور کسب گنج و طلا می گردد.

mercantilism-low

 هادوک و تن تن از یک سو ، ساخارین و دستیارانش از سوی دیگر به شدت در تلاش هستند تا گنج موروثی خاندان هادوک را کشف و تصاحب کنند.  نزاعی سخت بین این دوجبهه در می گیرد که در نهایت هادوک و تن تن ماجراجو موفق به کسب آن گنج می شوند.

انها برای کسب ثروت از هر حربه و ابزاری استفاده می کنند.

در مرکانتیلیسم ، ثروتمندان و قدرتمندان سعی می کنند تا جان و مال مردم را به تسخیر خواست و تمایلات دنیوی خود دراورده و به نوعی انها را به بردگی بکشانند.

انسان های مرکانتیلیست در میدان خود فروشی ، جان و مال خود را به بهایی اندک می فروشند غافل از اینکه تنها خریدار واقعی جان و مال انسانها خداوند متعال است.

ساخارین با استفاده ی ابزاری از بلبل میلان ، به تحمیق و تحقیر اعراب می پردازد و به واسطه ی این عمل ، می تواند بخشی از پازل معمای گنج را به دست آورد.

بلبل میلان در بازار خود فروشی ، صدایش را در ویترین دنیاطلبی قرار می دهد تا گرگان حریص در لباس انسان را اغوا و علاوه بر فروش جان خود ، در انها غوایت ذهنی و فکری ایجاد کند.

بن سلاد نیز خود را در بند صوت فریبنده ی ، بلبل میلان می کند تا جایی که بر دستان او بوسه می زند.

برای انسان های مرکانتیلیستی نظیر هادوک ، ساخارین و تن تن ، تخریب شدن و نابودی اموال و دارایی های اعراب اهمیتی ندارد. هادوک با شلیک یک ار پی جی سد جزیره ی افریقایی را تخریب و بدون دلهره و نگرانی از کنار آن عبور می کند . تن تن نیز برای کسب برگه های رمز ، بدون اجازه به خانه ی ساکنان وارد می شود چرا که پایبندی به اصول اخلاقی در قاموس مرکانتیلیست ها معنایی ندارد.

پیام تلاش های نوجوان قهرمان انیمیشن به هم سن و سالان خود این است که کودکان و نوجوانان می توانند برای کسب ثروت از هر روش و حربه ای حتی خلاف اخلاقیات استفاده کنند.

تعارض این پیام با کلام وحی در اینجاست که تنها خریدار مال و نفس انسان خداوند است ( اما از منظر مرکانتیلیسم ، بشر می تواند مال و نفس خود را به هر کس و ناکسی بفروشد). انسانها حق ندارند با تحقیر و تحمیق دیگران به اهداف خود دست یابند. انها نباید از سایرین به عنوان پلی برای دست یافتن به اهداف خود سو استفاده کنند.

خداوند متعال در ایه ۱۱۱ سوره مبارکه ی توبه می فرماید :

إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ

ترجمه : در حقیقت‏ خدا از مؤمنان جان و مالشان را به [بهاى] اینکه بهشت براى آنان باشد خریده است همان کسانى که در راه خدا مى‏ جنگند و مى‏ کشند و کشته مى ‏شوند [این] به عنوان وعده حقى در تورات و انجیل و قرآن بر عهده اوست و چه کسى از خدا به عهد خویش وفادارتر است پس به این معامله ‏اى که با او کرده ‏اید شادمان باشید و این همان کامیابى بزرگ است .

این ایه ی مبارکه ی قران کریم ، دست رد به سینه ی مرچنت ها می زند و انسانها را به فروش نفس و جان خود به خدا ، به جای فروش نفس و جان خود برای مطامع پست دنیوی ، دعوت می کند

 

نتیجه گیری :

jadval

تعداد بازدید: ۱۸
۰

پشت پرده انیمیشن وای نوح رفت

 سواد انیمیشن نقد انیمیشن

مقدمه:

salam

نوح؛ نامی است عظیم و پرطنین. کمتر گوشی است که نوای روح انگیزش را نشنیده و کمتر زبانی است که از آن سخن نرانده باشد. نام نوح در قلب تپنده‌ی عهد و تاریخ ثبت است و هر کس به فراخور جهان‌بینی‌اش به شرح آن مشغول. از تاریخ‌نگاران گرفته تا قصه‌گویان، از دین‌گرایان گرفته تا ستیزندگان دین، از عشق‌ورزان به انبیاء گرفته تا بغض کنندگان به رسولان الهی همگی نام نوح را شنیده و بر زبان جاری ساخته‌اند. نام نوح کوچک و بزرگ نمی‌شناسد و عرصه‌ی تفکر و تخیل را به گستره‌ی تاریخ چند هزارساله‌اش درنوردیده است.

اما تن تاریخ آکنده است از زخم‌های نفرت و تازیانه‌های بغض دشمنان نوح. تن تاریخ زخم‌خورده‌ از ملامت‌ها و سرزنش‌ها علیه انسانی عظیم و سترگ است که صراط حقیقت پیموده و گوش تاریخ پر است از تازش تازیانه‌های خصم و کین مردمان بر جسم و جان او؛ اما مگر می‌شود نوح عظیم پای پس کشد و عهد خویش با کردگار خویش بشکند. نوح را می‌زدند چون اهل عالم را به‌سوی پروردگارش می‌خواند. صبری لبریز ناپذیر و شغافی مملو از عشق الهی سراسر وجودش را فراگرفته بود. نوح اما عشقی را که در شغاف داشت افزون می‌ساخت، با ایمانی مستقر در قلبش و زبانی گویای از حق، به‌سوی مردم می‌شتافت تا بشارت دهد و انذار که ای مردمان؛ از خواب سنگین برخیزید؛ سخن حق را رها ساخته به‌سوی باطل گرویده‌اید؟! اما مردم طاعت امت از نبی به‌جای نیاورده، نیشخند زنان نوح را به چوب تمسخر می‌راندند. او از عذاب گفت و مردم را به تبعیت خواند؛ اما گوش‌هایشان پر از نشنیدن شده بود، جز اندکی معدود. نوح صبر می‌ورزید؛ صبری ستودنی. صبری به گستره‌ی ۹۵۰ سال رسالتش. چه می‌شود مردمی را که سخن حق شنیده اما از آن روی گردانیده و مسیری دیگر برای خویش پی می‌جویند؟

nobovat khas nooh

نوح پیامبری عظیم، عزیز و عاشق است. او عاشق است و پروردگارش محبوب دل او. تمام سختی‌های زندگی را به جان می‌خرد تا حق را به پا دارد. قوم لجوج آن‌قدر نوح را می‌زنند تا که بی‌هوش کنند. سه روز در بیهوشی به سر می‌برد و خون از گوش مبارکش جاری می‌شد؛ اما نوح را دردهای جسمانی‌اش رنجور نساخت که عدم حق پذیری قوم مانع آرامش خاطرش بود. زخم‌زبان‌ها و طعنه‌ها، تمسخرها و خنده‌های نابجا همگی خاطرش را می‌خلید اما همچنان صبر می‌ورزید. صبری عظیم و شگرف. صبری زبان زد عام و خاص. صبری که در هیچ مخیله‌ای قابل وصف نیست. صبری به بلندای عمر صدها نسل. آری؛ به‌حق نوح اسوه‌ی صبر و استقامت است. استقامتی ادامه‌دار در راه کردگار.

قصه‌ی نوح نبی، قصه‌ی ثبت فؤاد است. بخشی از وجود آدمی که اگر کور یا اشغال باشد از رؤیت نور حق محروم گشته و تیرگی‌های باطل هجوم آورده و لوح دلش را از سیاهی‌ها می‌پوشانند. درگذر اعصار کور فؤادان، دمادم در پی ضربه زدن به انبیا بوده‌اند. این کوردلان تیرهای آلوده به تحریفشان را به‌سوی ساحات مقدس انبیاء نشانه رفته تا جایگاه ملکوتی و قدسی آنان را با طعنه‌ها، تمسخرها و یاوه‌گویی‌هایشان مخدوش سازند؛ اما مگر می‌توان نور حق را با دهان خاموش کرد؟! دهان‌هایی آلوده به مرض اغوا و تحریف و قلب‌ها و شغاف‌هایی واداده به شرک و حب شیطان.

ensan shenasi

نوح ازجمله انبیایی است که مدام در معرض تیر مسموم غرض‌ورزان و خداستیزان قرار داشته است. در کنار نوشته‌ها و قصه‌ها و داستان‌های انحرافی، رسانه‌های تحت سیطره‌ی صهیونیسم جهانی به ابزارهایی مهم برای تخریب چهره نورانی شیخ الانبیاء نوح نبی علیه‌السلام بدل شده‌اند. فیلم‌ها و سریال‌های متنوعی در باب حرکت تاریخ‌ساز نوح ساخته‌وپرداخته شده که هر یک به نحوی شیپور جنگ نواخته و به نزاع با این بنده‌ی صالح خداوند آمده‌اند.

هر حرکتی علیه انبیاء به معنای ضربه زدن به حکمت ارسال رسل و نفی حکمت الهی است. ازاین‌روی کسانی که در زمین شیطان ساخته‌ی حمله به انبیاء ایفای نقش می‌کنند عمله‌ی شیطان‌اند و در مقابله با جبهه‌ی حق و حامیان آن استقرار دارند.

nooh dar resane

پویانمایی «وای! نوح رفت …» که با نام «همه‌ی مخلوقات بزرگ و کوچک» نیز شناخته می‌شود یکی از آثار سینمای غرب است که داستان پرفرازونشیب زندگی نوح نبی را نشانه رفته و هدف اصلی آن تخریبشان و جایگاه این بزرگ‌مرد تاریخ است.

 

poster

خلاصه‌ای از داستان:

poster

در «وای! نوح رفت …» قرار است سیلی عظیم خشکی‌های زمین را فراگیرد. به سبب این واقعه‌ی هولناک حیوانات یکجا جمع شده تا به سخنان سلطان جنگل گوش فرا داده و راه چاره را دریابند. او کشتی نوح را سفینه‌ی نجات از سیل می‌خواند؛ قهرمانان خانه‌به‌دوش (فینی و پدرش) داستان که از دریافت مجوز ورود به کشتی بازمانده‌اند، با طرح نقشه‌ای گمراه‌کننده وارد کشتی شده تا جان سالم به در برند. فینی و لیه (بچه‌گربه وحشی) با بازیگوشی‌های کودکانه از کشتی فاصله گرفته و به هنگام وقوع سیل عظیم از قافله حیوانات درون کشتی جا می‌مانند …

نقد و بررسی پویانمایی:

«اوه! نوح رفت …»

مگر قرار است نوح به‌جایی برود؟! او قرار است به کجا برود و کدامین راه را برای نیل به هدفش برگزیند؟ آیا رفتن او استعاره‌ای است از مرگ مادی‌اش یا رفتن و رهیدنش از خطر؟ کدام خطر؟ حرکت او به‌سوی کیست؟ آیا رفتن نوح تا این حد مخاطره‌آمیز است که این‌گونه با حیرت و شگفتی از رفتنش می‌گویند؟

هویت نوح کاملاً شفاف و بدیهی است. او نبی الهی است و غایتش حق و راهش دین خدا و صراطش استقامت در برابر دشمنان خدا؛ اما نوح می‌رودِ «مخلوقات بزرگ و کوچک» کیست و در این قافیه چه می‌کند؟

«اوه! نوح رفت» برخلاف نامش از نوح تهی است! نوحی که به‌تبع حضور او داستانش از قصص احسن قرآن و تاریخ است و راه گشای حرکت انسان به‌سوی نور و حقیقت. بدین خاطر «اوه! نوح رفت» نام بامسمایی برای انیمیشن نیست! چراکه مخاطب نام و نشان چندانی از نوح نمی‌شنود و گویا قرار نیست داستانی از او گوشش را نوازش دهد و قصه‌ی حسنش دلش را محکم سازد؛ اما عنوانی توجه برانگیز است که با واکنش و تعجب مخاطب نکته‌سنج همراه خواهد شد.

حال جای طرح این پرسش است: آیا این مخاطب است که می‌پرسد «وای! نوح رفت» یا شخصیتی (های) برجسته در دل داستانِ «همه‌ی مخلوقات بزرگ و کوچک»؟!

فینی؛ کودک پرجنب‌وجوش داستان و از گونه‌ی خانه‌به‌دوشان با بچه‌گربه‌ی وحشی (لیه) که دائم از مادرش می‌شنود گربه‌های وحشی تنها هستند و هیچ‌گاه هراسی به دل راه نمی‌دهند، همراه می‌شود تا درحرکتی ماجراجویانه حقیقت سیل را با چشمان خود مشاهده کند؛ اما دوری از والدین و عدم تبعیت از بزرگ‌ترها حوادثی پیش رویشان می‌گشاید که با تعلیق‌های متعدد و درس‌هایی همراه می‌شود.

do heyvoon

 فینی و لیه فرامی‌گیرند که باید متحد شده و گروهی تشکیل دهند تا بر مشکلات فائق آمده و به سرمنزل مقصود نائل آیند؛ اما حقیقت داستان این نیست! نگاه به قصه از این زاویه مخاطب را به‌سوی کلیشه‌های پرتکرار اما قابل ارزش‌گذاری در فیلم‌ها و انیمیشن‌ها سوق می‌دهد. ازاین‌رو داستان فینی و تطور شخصیتی او چندان برجسته و حیرت انگیز نیست. مقابله فینی و لیه با آنتاگونیست‌های مفلوک و بیچاره داستان نیز تعلیق‌های عمیق و حیرت‌انگیزی در مخاطب پدید نمی‌آورند و حس درگیری‌های پیچیده و پر زدوخورد برخی انیمیشن‌ها و بازی‌های پرطرفدار را به او دست نمی‌دهد.

 

se ta heyvoon

هرچند، مشاهده‌ی اکشن‌های بی‌قاعده، ناهنجاری‌های رفتاری جز خشونت، درگیری و عصبیت‌های نابجا به بار نمی‌آورد. پس جذابیت داستان در کجاست؟ جذابیت قصه‌ی «وای! نوح رفت» در قطعه‌ای از سرگذشت نوح نبی که تاریخ انسان بی‌تردید بدان مدیون است، نهفته است. قصه‌ی دعوت مردم به‌سوی توحید و رب. قصه‌ی عدم تبعیت آن‌ها، قصه‌ی رنج‌ها و رنج‌نامه‌های نوح از زخم‌زبان‌ها و تمسخرها و قصه‌ی عذاب شدید الهی بر آن قوم متمرد و فرمان نا بردار. قصه‌ی کشتی نوح …

«وای! نوح رفت» تهی از نوح است، تهی از خداست، تهی از وعده‌ی الهی و انذار پیامبر به‌حق اوست. قصه «اوه! نوح رفت» قصه‌ی حیواناتی است که نه جفت‌جفت بلکه «پدر و پسر» و «مادر و دختر» برای رسیدن به هدفی مخرب است.

داستان از بیابانی گرم و آتشین و خانه‌به‌دوشی پسری با پدرش آغاز می‌شود.biaban

پدر از سیل عظیم می‌گوید و پسر که پیش‌تر از جابه‌جایی‌های مدام به ستوه آمده بود، مجبور می‌شود عطای ماندن را به لقایش ببخشد و با پدر راهی جلسه معارفه و مدیریت بحران حیوانات شود!

 

dar rah

حرفی از عذاب به میان نمی‌آید! شاید مخاطب در نگاه اول از خود بپرسد «مگر می‌شود شخصیت‌های حیوانیِ فاقد عقل و شعور دامن به گناه بیالایند تا مستوجب عذاب الهی شوند؟!» آری! شاید این پرسش تمسخرآمیز جلوه کند اما پرسشی منطقی و صحیح به نظر می‌رسد. بنابراین تکلیف عذاب الهی و انسان‌ها چه می‌شود؟ قصه‌ی کشتی نوح به‌تبع عذاب الهی رقم می‌خورد نه نجات حیوانات! بنابراین یا حیوانات انسان‌اند یا عذاب الهی توهمی بیش نیست! حیوانات برای خنده و تفریح یکجا جمع شده تا راه چاره‌ای برای رهایی بجویند! این استنباطی است که از چنین اثری برمی‌آید! مخاطب مستأصل مجبور است یکی از این دو را بپذیرد. اگر حیوانات را انسان بپندارد ساحت معنایی، ملکوتی و روحانی او را هیچ و پوچ انگاشته است و اگر عذاب الهی را توهم قلمداد کند، به وادی دین‌ستیزان (دین نزد خدا اسلام است) ورود یافته و ایمان به خدا، انبیاء و آیات الهی را مردود دانسته است. در هر عذاب الهی آیتی نهفته است. آیتی برای عبرت. فاعتبروا یا اولی الابصار …

 

fatabero ya

روایت گران «وای! نوح رفت»، قصه‌ی کشتی نوح را مبتنی بر نگاه یهود باز روایت کرده‌اند. در تورات سخنی از مکالمات نوح و قومش در حین ساختن کشتی به میان نیامده، زیرا تورات اصولاً برای نوح رسالت تبلیغی قائل نیست و او را تنها برگزیده خداوند برای نجات از سیل می‌داند.

 

name ghadimd

تلقی یهود در کشتی نوح نگاهی بسیار سطحی و ساده‌انگارانه است. پس به کدامین گناه خدا قوم نوح را عذاب کرد و سیل به راه انداخت و هلاکت پدید آورد؟ خدای یهود، خدایی است که سیل به راه می‌اندازد و مجدداً خود همه‌کسانی که در معرض آن قرار دارند را نجات می‌دهد. پس حکمت و آیت سیل چه می‌شود؟ حتی اگر کسی در این سیل ویرانگر جان به جان‌آفرین تسلیم کند، هلاک نشده و حکم تمردش صادر نمی‌شود چراکه صحبتی از عدم تبعیت نمی‌شود و عذابی در میان نیست. این نگاه یهود حکمت پروردگار در عذاب اقوام مختلف بشر را زیر سؤال می‌برد و بیهودگی عذاب الهی را در ذهن مخاطب القا می‌کند.

پدر فینی برای دریافت مجوز نزد سلطان جنگل و دستیارانش حاضر می‌شود اما سرافکنده بدون مجوز نزد فرزند بازمی‌گردد. پدر به پسر قول می‌دهد مجوز ورود به جمع حیوانات کشتی را کسب کند؛ اما چگونه؟!

فریب …

farib dahande

فریب تنها راهی است که پدر برای حفظ جان خود و پسر به کار می‌بندد. آری! در جمع حاضران کشتی نوح فریب‌کاران نیز حضور دارند! اهل ایمان مگر اهل فریبند؟! فریب‌کاری ذاتی اهل کفر و نفاق است و مؤمن بالله هیچ‌گاه در پی فریب نیست.

دوزوکلک پدر کارساز افتاده و کشتی نوح پذیرای آن‌ها می‌شود؛ اما مگر قرار نبود کشتی نوح حامل جفت‌جفت از حیوانات باشد پس این پدر و پسر و آن مادر و دختر در کشتی نوح چه می‌کنند؟ مگر قرار نیست در آرامش پس از طوفان و سیل، انسان‌ها و حیوانات مأمنی برای ادامه حیات، تکثیر نسل و ساختن جهانی تازه بیابند؟ اگر گربه‌های وحشی منقرض می‌شدند شاید ابراز چنین ادعایی خالی از اشکال به نظر می‌رسید و اینکه گربه‌های وحشی (مادر و دختر) تنها برای ادامه حیات خود، نه تکثیر نسل و ادامه حیات هم گونه‌هایشان بدون جفت وارد کشتی نوح شدند (!)، توجیه‌پذیر جلوه می‌کرد؛ اما بشر عصر کنونی باگذشت قرن‌های متمادی از داستان کشتی نوح، همچنان گربه‌های وحشی را با چشمانش در طبیعت نظاره می‌کند.

heyvane vahshi

کرگدن‌ و فلامینگو دستیاران سکان‌دار کشتی‌اند، گوریل‌ها نقش محافظ و نگهبان را ایفا می‌کنند و میمونی انسان‌نما کار شریف میهمان‌پذیری را عهده‌دار است!

 

shir kargadan parande

 اینجا یک جامعه‌ی انسانی یا یک هتل چند ستاره که متشکل از مدیر و حراست و مهمان پذیران است، نیست؛ اینجا کشتی نوح است! در کشتی نوحِ «اوه! نوح رفت» حیوانات استدلال می‌کنند، از عشق می‌گویند و بغض و نفرت بخشی از زندگی آن‌هاست. حیوانات از هم پذیرایی کرده و یکدیگر را راهنمایی می‌کنند. خلاصه اینکه حیوانات کشتی نوحِ قصه، خودً انسان‌اند در پوشش حیوان! ظاهراً از هیئت انسانی خبری نیست اما در صحنه‌ای بسیار کوتاه و گذرا زمانی که پدر فینی و مادر به دنبال فرزندانشان می‌گردند، در میان طیف‌های متنوع حیوانات، تصویری از انسان روی دری از درها جلب توجه می‌کند.

 

tablo choobi

بدین معنا که انسان نیز حیوانی است مانند سایر حیوانات! این موضوع علاوه بر نقض قصه جایگاه والا، ملکوتی و روحانی آدمی را زیر سؤال می‌برد. فطرت و عقل او را که هدایایی الهی‌اند نادیده می‌شمارد.

شیر، سکان‌دار کشتی است و اوست که جهت حرکت کشتی را تعیین می‌کند.

shir sikan dar

برخلاف عنوان پویانمایی هیچ‌گونه خبری از نوح در میان نیست! مگر سکان‌دار کشتی نوح و رهبر انسان‌ها و حیوانات نوح نبوده است؟ پس چگونه یک حیوان سخنگو! در کالبد انسانی ظاهرشده و وظیفه‌ی خطیر هدایت را برعهده‌گرفته است؟ یا نوح توهم است یا در کالبد حیوانی به نام شیر جنگل فروکاست یافته است! یا نوح عدم و نیست است یا یک حیوان! (نعوذبالله) این برداشت و استدلالی است که سازندگان اثر قصد القای آن را دارند؛ اما مگر ابتدای قصه شیر از نوح و کشتی‌اش نگفت، پس خود نوح کجاست؟ ناکجاآباد …

لذا یا شیر، نوح است یا نوح اصولاً وجود خارجی ندارد؛ بنابراین «وای! نوح رفت» همان‌گونه که در تلقی نیچه‌ای «خدا مرده است!» در پی نفی یا فروکاست و تخریب شان شیخ الانبیاء بنده‌ی صالح خداست و این موضوع را می‌توان در فعل رفتن عنوان انیمیشن (که می‌تواند معنای نابودی و نیست شدن و مردن را القا کند)، استنباط کرد.

سکان‌دار کشتی که از خصلت درندگی برخوردار است، یال‌هایش را بیگودی پیچ می‌کند و از میزانپلی برای شکل‌دهی موهایش بهره می‌گیرد.

shir made

سکان‌دار کشتی شیری شیک و اتوکشیده است که در عین ترسانندگی نقشی طنز و خنده‌آور ایفا می‌کند. پدر فینی و مادر طی نقشه‌ای شیر را از میدان به درکرده و مسیر حرکت کشتی را تغییر می‌دهند. بدین معنا که دخل و تصرف در امر و خواست الهی با اختیار انسان امکان‌پذیر است. به بیان ساده‌تر پدر فینی و مادر با نقشه‌ای نه‌چندان پیچیده قادرند شیر که هادی کشتی است را از میدان به در کرده و خود سکان را به دست گرفته و با تغییر در جهت حرکت کشتی در خواست و مشیت الهی که برای قوم نوح در نظر گرفته بود، دخل و تصرف کرده و آن را تغییر دهند. اگر چنین است چرا فرزند نوح در عذاب الهی نابود شد؟ چرا فرعون و سپاهش که در پی موسی و قومش بودند هلاک گشتند؟

در خشکی‌های به‌جای مانده فینی و لیه به دنبال راهی برای زنده ماندن و بازگشت به کشتی نزد والدینشان هستند که در میانه راه با نهنگ و پارازیتی که روی سر او جا خوش کرده است، آشنا می‌شوند.

poster

آن‌ها نیز مجوز ورود به کشتی نداشتند. بچه‌گربه‌ی وحشی که از مادرش فراگرفته تنها باشد و با دیگران معاشرت نکند ابتدا تمایلی به همراهی سایرین ندارد اما در ادامه با حوادثی که پیش می‌آید، سنت‌ها را کنار نهاده، تغییر رویه می‌دهد و خود را جزئی از گروه چهارنفره می‌داند. فینی پیش‌تر از خانه‌به‌دوشی خود می‌گوید. اینکه می‌توان در هر مکانی، عرض مدت‌زمانی بسیار کوتاه بنا و ساختمانی با تمام امکانات بسازد و خود را با شرایط مختلف وفق دهد. خانه‌به‌دوشی فینی و پدرش، تداعی‌کننده خانه‌به‌دوشی قوم یهود است. یهود در طول تطور خویش همواره سعی داشته از مکانی به مکان دیگر رفته و بهترین و باثبات‌ترین جایگاه را برای خود فراهم آورد. این استراتژی یهود است. نفوذ در دربار حکومت‌های مقتدر در ادوار گوناگون تاریخ این موضوع را به اثبات می‌رساند. نفوذ استر در دربار خشایارشا ازجمله قدیمی‌ترین نفوذهای یهود است که در کتاب مقدس یهود نیز آمده است.

tasvir ghadimi

 

فریب‌کاری و رهبری نحله‌ها و گروه‌های مختلف نیز ازجمله خصوصیات یهود است که در رویه‌ی خانواده خانه‌به‌دوش‌های قصه دیده می‌شود. ساطع شدن دود آبی‌رنگ از خانه‌به‌دوش‌ها به هنگام ترس نیز یادآور اهمیت این رنگ در باور یهود است. رنگ آبی در یهودیت نشان الوهیت است و پرچم رژیم صهیونیستی (ستاره داوود و دو نوار بالا و پایین آن) نیز به رنگ آبی است.

 

israel

انتهای داستان پرده از راز بزرگی گشوده می‌شود. عذاب شامل حال فینی و پدرش نمی‌شود! خانه‌به‌دوش‌ها به‌عنوان نماد یهود از عذاب الهی مصون‌اند. خانه واقعی خانه‌به‌دوشان درواقع همان‌جایی است که عذاب الهی توسط آن رقم خورده است. این تلقی البته نیم‌نگاهی به داستان قوم بنی‌اسرائیل و موسی به هنگام عبور از نیل و عذاب فرعونیان نیز دارد. بنی‌اسرائیل به‌سلامت از نیل عبور می‌کنند اما عذاب الهی شامل حال فرعونیان شده و در قوم موسی تأثیری نمی‌گذارد.

 

moosa

بااین‌حال آیا خدا با قومی عقد اخوت بسته که آن‌ها را مورد عذاب خویش قرار ندهد؟ ملاک تقوای الهی است و یهود در طول تاریخ تطور خویش همواره سبیل الهی را سد کرده و مانع از تحقق حق بوده است. پس چگونه می‌تواند از عذاب الهی مصون باشد و هراسی به دل راه ندهد؟ فینی و پدرش فریب‌کارانه به کشتی وارد می‌شوند اما نتیجه‌ی فریب عذاب نیست که رهیدن از عذاب است. خانه‌به‌دوش‌ها از قوانین نوح که شیر بر آن‌ها می‌خواند تبعیت نمی‌کنند اما گویا خدا (در باور سازندگان اثر) سهمی جدا برای آن‌ها در نظر گرفته و عدم تبعیت از کردگار منجر به عذابشان نخواهد شد. این رویکرد در تعارض با عدل الهی است. خداوندِ عادل و حکیم هیچ قومی را تافته‌ی جدا بافته نمی‌داند و ملاک برتری اقوام را به تقوایشان گره می‌زند. هر میزان تقوا بالاتر باشد، فاصله آن‌ها از عذاب بیشتر خواهد بود و دوری از تقوای الهی به دنبال خود شدت و حدت بیشتر عذاب الهی را به همراه خواهد داشت.

نتیجه‌گیری:

«اوه! نوح رفت» از نفی نوح و خدای او می‌گوید. «مخلوقات بزرگ و کوچک» روایتگر قصه‌ای است که نه سیل عظیم را عذاب الهی می‌خواند و نه سر باز زنندگان از دستورات الهی را در دامنه‌ی عذاب الهی جای می‌دهد. ساکنان کشتی نوح حیواناتی‌اند که از ویژگی‌های انسانی برخوردارند و گناه‌کار بودن یا نبودنشان جواز ورودشان به کشتی نیست! «اوه نوح رفت» پسر نوح که با بدان بنشست را با خوبان یکی خوانده و تفکیکی برای سره از ناسره، حق از باطل و مؤمن از کافر قائل نیست. راهبر کشتی شیری از تیره‌ی ثروتمندان و پادشاهان شیک‌پوش (!) و سختی نکشیده است که با نقشه پدر فینی و مادر لیه از میدان به در شده و در پی آن مسیر حرکت کشتی به خواست دو عنصر متمرد تغییر می‌یابد. خانه‌به‌دوشان که نماد یهودند از عذاب الهی (که در فیلم نامی از آن به گوش نمی‌رسد) مصون‌اند و همچون قومی برتر که خدا (خدای مدنظر سازندگان اثر و یهود) سهمی جداگانه برایشان در نظر گرفته، عذاب نمی‌شوند. این موضع در تعارض آشکار با عدل الهی است؛ بنابراین «اوه! نوح رفت …»:

با نفی عدل، حکمت، قادریت و بصیرت در تضاد با متعلق ایمان به خداست.

با نفی جایگاه شیخ الانبیاء نوح علیه‌السلام و نفی رسالت تبلیغی، انذار و بشارت دهندگی او، در تعارض با متعلق ایمان انبیاء و رسولان الهی است.

با نفی عذاب الهی و القای عدم عبرت‌آموزی از آن در تعارض با متعلق ایمان به آیات الهی است. (عذاب الهی آیتی است برای عبرت‌آموزی انسان‌ها)

 

تعداد بازدید: ۳۶
۱

تحلیل و نقد انیمیشن هیولاها علیه بیگانگان

 مقالات سواد انیمیشن نقد انیمیشن

تحلیل و نقد انیمیشن هیولاها علیه بیگانگان

هیولایی فمینیستی که به جان بیگانگان فضایی افتاده و ناجی جهان می‌شود!

فراپرده رسانه ها را با ما ببینید !

 

مقدمه:

هیولاها علیه بیگانگان انیمیشن سه‌بعدی آمریکایی است که در ژانرهای اکشن، کمدی، علمی تخیلی توسط شرکت نام‌آشنای دریم ورکز در سال 2009 روی پرده‌ی سینماها رفت.

dreamworks-logo1

این فیلم اولین انیمیشن دریم ورکز است که به‌جای تبدیل سه‌بعدی پس از ساخت به شکل مستقیم در فورمت سه‌بعدی استریوسکوپیک تولیدشده است. به‌موجب بهره‌گیری از این تکنولوژی 15 میلیون دلار به هزینه‌های ساخت پویانمایی افزوده شد.

دریم ورکز برای ساخت این انیمیشن 175 میلیون دلار هزینه کرد و توانست به فروش 381 میلیون دلاری در سطح جهان دست پیدا کند. کونارد ورنون و راب لترمن دو چهره‌ی نه‌چندان شناخته‌شده در عرصه‌ی سینما کارگردانی و نویسندگی این پویانمایی را بر عهده گرفتند.

۱

نقد و تحلیل انیمیشن هتل ترانسیلوانیا 2

 مقالات سواد انیمیشن نقد انیمیشن

نقد و تحلیل انیمیشن هتل ترانسیلوانیا 2

کمدی وحشت با طعم پاگانیسم غلیظ را با فراپرده بخوانید!

نقد و بررسی پویانمایی:

به راستی هتل ترانسیلوانیا کجاست؟ ساکنان آن کیست‌اند و قرار است در چه باب پرده از سخن بگشایند؟

ترانسلیوانیا نام منطقه ای است تاریخی در بخش‌های مرکزی کشور رومانی. اما این منطقه‌ی تاریخی قرار است بستر روایت کدام داستان شود؟ داستانی واقعی یا تخیلی؟

ترانسیلوانیا هر چند نامی واقعی است اما بستری می‌شود برای تخیل پردازی و روایت داستان‌های خیالی. عمق چنین داستانی خیالی را نمی‌توان در نام واقعی و فیزیکی آن جست؛ بلکه تاملی عمیق نیاز است در تاریخ تخیل پردازی هتل ترانسیلوانیا.

hotel_transylvania

ترانسیلوانیا ظاهراً مکانی است،تاریک و سیاه. پرده‌ی شب بر آن سایه‌ی رعب و وحشت افکنده و فضایی هراس‌ناک پدید آورده است. فضای ترسیمی موجود در هتل ترانسیلوانیا روگرفتی است از ترانسیلوانیای رمان معروف دراکولای برام استوکر.

۰

نقد و بررسی انیمیشن باب اسفنجی

 مقالات سواد انیمیشن نقد انیمیشن

نقد و بررسی  انیمیشن باب اسفنجی

ابرمرد ماچوئیستی نیچه‌ای؛ احیاگر حیات مک دونالدی و سبک زندگی امریکایی

با فراپرده همراه باشید !!

مقدمه:

قریب به 15 سال از انتشار اولین اپیزودهای باب اسفنجی می‌گذرد اما گویا کمپانی‌های نیکلدئون و یونایتد پلنکتون قصد ترک عرصه‌ی پر هیاهو و موثر انیمیشن سازی به منظور تربیت کودکان و نوجوانان را ندارند.

باب اسفنجی شلوار مکعبی صرفا یک اثر سرگرمی نیست بلکه تریبونی است برای ارائه نظرات فیلسوفان و دانشمندان غربی. انتشار کتاب‌هایی نظیر باب اسفنجی و فلسفه در غرب نشان از اهمیت سینما برای تربیت کودکان، نوجوانان و حتی بزرگسالان دارد.

۱

نقد انیمیشن در مسیر باران

 مقالات نقد انیمیشن

نقد انیمیشن در مسیر باران

انیمیشن در مسیر باران اثری است که در سبک رئال ساخته شده و مضامین مذهبی را درون خود جای داده است.  آستان قدس رضوی اسپانسر اصلی و وظیفه تهیه کنندگی این انیمیشن را بر عهده داشته و بیش از دویست نفر برای ساخت در مسیر باران زحمت کشیده‌اند. در ادامه با فراپرده  با نقد این انیمیشن زیبا همراه باشید!

نقد وبررسی انیمیشن پاندای کونگ فو کار 2

 سواد انیمیشن نقد انیمیشن

نقد وبررسی انیمیشن پاندای کونگ فو کار 2


فروکاست نبی در کالبدی حیوانی/ یهود این بار در انیمیشن پاندای کونگ فو کار ناجی دنیا میگردد


تحلیل استراتژیک انیمیشن پاندای کونگ فو کار2


تطبیق داستان حضرت موسی«ع» با انیمیشن پاندای کونگ فو کار


درادامه مطلب با فراپرده همراه باشید:

۷

نقد و بررسی کامل انیمیشن فهرست مقدس

 اخبار سینما سواد انیمیشن سواد سینما تاریخ تمدن و غرب شناسی اختصاصی فراپرده نقد انیمیشن

وقتی تمدن با انیمیشن پیوند میخورد !

هلوکاست این بار علیه یهودیان .....

 

 

 

تحلیل اختصاصی سایت "فراپرده" درباره انیمیشن فاخر فهرست مقدس را

 از تراوشات ذهنی یک جوجه منتقد بخوانید !

 

 

فهرست مقدس
 

اگر این انیمیشن فاخر را  دیده اید، ویاحتی ندیده اید! این تحلیل اختصاصی را از دست ندهید!

 

در ادامه مطلب با ما همراه باشید ...

 

 

  

وبسایت تخصصی سواد رسانه

فــــراپــــرده

برای دعوت اساتید با این شماره تماس بگیرید :
09021515836

طبقه بندی موضوعی

فراپیشنهاد

  • نقد و بررسی کامل فیلم تایگر زنده است «Tiger zinda hai 2017»

    نقد و بررسی کامل فیلم تایگر زنده است «Tiger zinda hai 2017»

    وقتی سلمان خان سردار سلیمانی هند می شود!


    درآمدی بر سینمای هند همراه با نقداستراتژیک فیلم «تایگر زنده است»


    سلمان خان این بار در دل داعش...


    با تحلیل اختصاصی فراپرده از: 

    پرفروشترین فرنچایز تاریخ بالیوود

    جدیدترین و پرفروش ترین فیلم سلمان خان

    سیاسی ترین فیلم بالیوود در سال های اخیر

    برنده جایزه بهترین جلوه های ویژه در جشنواره 2018 Filmfare

    همراه ما باشید ...

فرابازدید

جدیدترین پست ها

نويسندگان

آخرین نظرات شما

RSS فراپرده در آپارات فراپرده در تلگرام فراپرده در سروش

هدایت به بالای صفحه